نقد و بررسي اصول سياست

نقد و بررسي اصول سياست

 

خارجي  جمهوري

 

اسلامي افغانستان

پیش مقدمه

این متنی راکه درحال خواندن آن هستید، نقدی است که توسط جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات افغانستان هریک (فروزان توخی ،سخیدادعلی زاده ،نجلا سروری ،حامد سلیمی ،هایده رحمانی وفردینا سروش دانشجویان دیپارتمنت اداری ودیپلماسی این دانشکده) درخزان 1387ه.ش به رشته تحریردرآمده واین پژوهش باتوجه به معیارهای علمی زیرنظراساتید گرامی این دانشکده صورت پذیرفته است که درحدخودمیتواند گامی باشدبرای رفتن به سوی انجام کارهای جمعی درزمینه های مختلف وبه خصوص تدوین اصول سیاست خارجی که نیازمند ابرازنظرهای تمام متخصصان دراین عرصه اززوایای مختلف ودیدگاه های متفاوت می باشد چونکه ازاهمیت فوق العاده و اساسی برخورداراست ودرحقیقت آنگونه که دراین پژوهش نیزتذکررفته است تاَمین منافع ملی هرکشوردرنظام بین المللی موجود درگروسیاست خارجی آن کشوراست ودرکل نبودیک طرح سیاست خارجی مطابق بامقتضیات وبادرنظرداشت منافع ملی هرکشور وعدم اجرای درست آن پیامد های بسی ناگواری رابدنبال می آوردوماامیدواریم که مسئولین اموربه خصوص دستگاه سیاست خارجی افغانستان که درراس آن شخصیت فرهیخته ودانشمندی انتقادپذیروباورمند به توانایی های دانشجویان جناب داکتررنگین دادفرسپنتاقرارداردموردتوجه قرارگیرند.

محمد میرزایی مسئول وبلاگ

  چكيده:

آنچه درين تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است نقد و بررسي اصول سياست خارجي افغانستان ميباشد. اين نقد و بررسي با معيارقراردادن محورهايي كه بايد در طرح و اجراي اصول سياست خارجي افغانستان مانند قدرت ملي به عنوان محور اصلي تعيين اهداف ملي و منافع ملي سياست خارجي افغانستان و اولويت بندي آنها ،رفتار بازيگران نظام بين الملل ،بكارگيري از ابزار هايي كه در روند اجراي سياست خارجي براي افغانستان مناسب است ،نيازمنديهاي كشور نقش متخصصين عرصه سياست خارجي و روابط بين الملل در طرح سياست خارجي و اجراي آن انجام شده است.

 وتبين اين موضوع در قالب تئوري رياليسم صيقل داده شده است.در پايان نيز نتيجه گيري و پيشنهاداتي جهت رفع نواقص و كاستي هايي كه در اصول سياست خارجي افغانستان مشهود است ارائه گردیده تا بتوان مطابق به شرایط و مقتضيات افغانستان اصول سياست خارجي عملگرايانه را تهيه نمود.

 

 

ادامه نوشته

مردم به رای دادن علاقه ندارند اماآقای کرزی باید....

بنام خدا

مردم به رای دادن علاقه ندارند اماآقای کرزی باید....

محمد میرزایی

انتخابات ریاست جمهوری که مطابق قانون اساسی تاسه ونیم ماه دیگر باید برگزارگردد،برای آنانیکه قدرت رابدست دارند وآنرادرحال به پایان رسیدن می بینند وآنانیکه میخواهند درآینده قدرت رابدست گیرند دغدغه ها ومشغله های فکری وتبلیغاتی زیادی ایجاد کرده بگونه ای که گروه وحلقه ای خاصی که قدرت یابه اصطلاح اقتداررادرطول پنج سال که درحال ختم شدن است دردست داشته ودارند بااستفاده ازهرفرصت وهروسیله، ازمیزگیرد رادیویی گرفته تاگفتمان های تلویزیونی ومقالات علمی وغیرعلمی درروزنامه ها وهفته نامه هاوسخنرانی ها درمساجد وحسینیه هاوافتتاح پارلمان و....تلاش میورزند تا کارکردهای مدت زمان زمامداری شان رابررخ مردم بکشند وگویا وانمود سازند که ما برای تحقق اهداف بلند ومنافع ملی افغانستان گام های بلند واستواری رابرداشته ایم وبرای تحقق دموکراسی ،تامین (آزادی بیان،حقوق بشر،حقوق زن) رنج زیادی برده ایم وبالاترازحد توان درتقویه نهادهای قضایی،امنیتی ودفاعی وتامین ثبات واستقرارامنیت بالابردن سطح رفاه جامعه ،فراهم کردن زمینه برای سرمایه گذاری درعرصه های مختلف اقتصادی وبالندگی فرهنگ وبالابردن سطح آگاهی مردم وتوسعه اجتماعی زحمات زیادی رامتقبل شده ایم، بناًاین تلاشهای ماباید بدیده ای قدرنگریسته شوند واماگروه های مخالف حلقه برسرقدرت باعطش دیوانه واری که برای بدست آوردن قدرت دارند بخاطر بیرون کردن آن ازچنگ حلقه ای خاص فعلی سخت درتلاش اند وهمیشه میکوشند تاحاکمان به اصطلاح برسراقتداررابه چالش بکشند ویکسره کارها وعمل کردهای آنها رابرای تداوم وضع موجود و دوام قدرت حلقه ای شان وانمود سازند،بهرترتیب این هردو جریان طبیعی است که این گونه باید عمل کنند وبازی قدرت این رامی طلبند.واما مردم :اکثری ازمردم بیچاره وفقیر وسرماخورده (درزمستان)وگرمازده(درتابستان)که نان برای خوردن،سرپناه برای نجات یافتن ازسرماوگرما،لباسی برای پوشیدن،کتاب وقلم وکتابچه برای مکتب رفتن ودانشگاه رفتن،بند آب برای زراعت ،کارخانه برای کارکردن وبدست آوردن معاش برای زنده ماندن،پول برای دارو ودرمان کردن امراض مهلک وصد ها نیاز اولیه که زنده ماندن آنهاراحد اقل تضمین نمایند درچه فکروخیال اند؟

ادامه نوشته

حج ،تظاهر،تفاخریاعطش شهرت؟!!

بنام خدا

حج ،تظاهر،تفاخریاعطش شهرت؟!!

اتفاقاًزمستان امسال اتاقم پهلوی یک مسجید واقع شده که هرازگاهی درآن محافلی به مناسبت های مختلف بامصارف هنگفت وکمرشکن برگذارمیگردد. بعدازگذشتن دهم محرم (عاشورا)بیشترین مجالس که برگذارشده بخاطربرگشتن حجاج است که دردوروپیش این مسجد بلند منزل دارند.روز چهارشنبه وقتی ازاتاق برآمدم دراول توجهم راموترهای زیادی که دردوطرف جاده ازآغاز الی انجام پارک شده بودند جلب نمود.کمی متعجب شدم ،اماباکمی فکردریافتم که بازهم یکی ازحاجیان بانی مجلس است،رفتم وسوداگرفتم وبرگشتم باردوم ساعت یک بعدازظهرازاتاق برآمدم ومیخواستم بروم ازریاست دانشگاه بدل اعاشه مربوط ماه قوس رابگیرم ،وقتی به جاده پیش مسجید رسیدم بعضی ازموترهای گران قیمت درجای خود نبودند اما بعضی دیگرهنوزدرجای خود میخکوب بود کمی پیش رفتم روبروی دروازه مسجید استادم صحنه ای جالبی رامشاهده کردم یک تعدا ازگداهای شهرکه باگذشت هرروزبه تعداد شان افزوده میشوند خود هارابه دروازه مسجید رسانده بودند،درمیان سروصدا دقیقاًندانستم که آنها چه میخواست ولی ظاهراًشاید دلشان میل قورمه پلوحاجی صاحب !راکرده بود بهرصورت دقت کردم که دروازه مسجید بسته است وچند نفرهم به عنوان محافظ آنجااستاده است ولی آنهای که آنجاتجمع کرده بودند لجظه به لحظه دروازه مسجید رابه صدادرمیآوردند.!!!! شاید این گوشه ای ازصحنه های بود که دراین روزها دراکثری ازنقاط شهرهای افغانستان دم دروازه های مسجید وپیش روی بلند منزل های اکثری ازحاجی صاحبان محترم،مکرم وعالیقدر؟به نمایش درمی آیند.مشاهده ای چنین حالت هاسوالات زیادی رادرذهن ایجادمینماید که مهمترین سوال درذهن من این است ،حج برای چه؟برای تظاهر،تفاخرویاعطش شهرت؟آنچه ازمطالعه حج بدست میآید ،حج برنامه ای عمیق عبادی ،عرفانی،اجتماعی وتاریخی است که اگربه دقت وباریک بینی بدان نگریسته شود پیام های بزرگ ووالای دارد،حج یعنی قصد کردن وعزم حرکت ازخود به سوی خدا،حرکتی که درآن شعور ومعرفت مبتنی برعقل باهم پیوند خورده وباسعی وتلاش مستحکم میگردد،حرکتی که وحدت راتاعمقش معنی مینمایدونابودی تفاوت ها ،فاصله ها وتشخص های که باتوسل به وسایل مختلف بدست آمده رابه نظاره می نشیند.حرکتی که درآن هیچ تفاوت بین سرمایه داروفقیر،هیچ تشخص بین مجتهید جامع الشرایط ویک فردبی سواد،رئیس جمهورویک فردعادی ،نماینده پارلمان ومعلم مکتب ،استاددانشگاه ودانشجو،شیخ الحدیث وصاحب منصب،سیاه وسفید،انگلیسی زبان واردوزبان،جاپانی وایرانی ...وجودندارند. وحاجی کسی است که دراین برنامه نقش بازی میکند وهرکدام ابراهیم واراسماعیل راقربانی میکند وباشیطان به میدان مبارزه میشتابند وتعهد مینماید که بعد ازاین جزحقیقت ورضای خالق یکتا به چیزی دیگری دل نبندد حتی اگرپدیده ای خلاف حقیقت فرزند،زن،مال وثروت وی باشد ازآن خواهند گذشت .اماوصدافسوس که اکثرازحاجیان امروزی ماهیچ درک ازحج وبرنامه ای دقیق وعمیق آن نداردبلکه آنها به مکه رفته درمیقات احرامی میپوشند،بدورخانه کعبه دورمیخورند،دربین کوه صفاومروه هروله میکنند ودرعرفات ومشعرروزوشب میگذرانند وتندیس های شیطان راباریگ می کوبند ودرمنی گوسفند ذبح میکنند بدون اینکه معنی ومفهوم وفلسفه حقیقی این اعمال رابدانند.وچون نمیدانند هیچ تغیری درزندگی شان رخ نمیدهد.حج فقط شده ذکات مال ثروت مندان وآن هم به شکل بسیارمنحط آن ،حج وسیله ای شده برای کسب شهرت وفخرفروشی برمظلومان وفقیران وحتی توهین وتحقیرآنها،حاجی صاحب هم حج کرده وهم رمی جمرات راانجام داده وهم وقتی برمیگردددرمجلس خیرات که ترتیب داده است ازورود گداها،مسکینان وفقیران جلوگیری منماید تاازکثرشان خودجلوگیری کرده باشد.رئیس صاحب هم همین گونه بین اضدادجمع بسته هم تعهد باابراهیم هم گرفتن رشوت ،هم زدوبند های قومی وگروهی بدون درنظرداشت مصالح جامعه ومردم وهم دورخانه کعبه چرخیدن.چرا؟ دلیل این است زمانیکه شعورودرک دینی وجود نداشته باشد ازارزش های آن به عنوان وسیله وابزاراستفاده میشود،فرقی نمی کند برای توجیه ظلم باشدیاسرمایه دارشدن ازراه غیرمشروع ویا هم برای توجیه عملیات انتحاری .کاری که حاجی میکند باعملی که حمله کننده انتحاری انجام می دهد هیچ تفاوت ندارد چون هردوازارزش های دینی بشکل وسیله استفاده مینمایند ،آن بخاطربدست آوردن ثروت وشهرت که جامعه را به فقروفلاکت میآندازند وامنیت اقتصادی راازمردم می رباید واین بخاطررسیدن به اهداف شوم بادران خودش که امنیت واسایش زندگی راازمردم میگیرند.هردودرجامعه ماوجود دارند اماتفاوت که باهم دارد این است که اولی موردتمجید وسپاس عده ای ازسرمایه داران ،ملاکان،دولت مردان وعده ای علمای اعلام قرارمیگیرند ولی دومی موردنکوهش قرارگرفته باید درانتظارمجازات باشند. درنهایت حجی که باعث تغیروتحول درزندگی حاجی صاحب نگردد باحج نکردنش هیچ فرقی نمی کند منهای کسب شهرت،عزت دروغین وثروت انبوه. داستان واقعی که دراول تذکررفت بیانگرخیلی ازوافعیت های جامعه ماست به ط که چشم ها شسته شود وبه گونه ای دیگرنگاه گردد.

محمدمیرزایی دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات

شکست

بنام خدا

شکست

 نبض زمان گرفته است

                               گویی

درچهاردیواری عزا نشسته است

                          من......... میشکنم

زولانه ای اساتید

                    بادرا

تادرحضورآورم دوباره

 آن ،خسته ای فریادرا

فروزان توخی دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات

واي به حال ا ين ملت!!!

بنام خدا

واي به حال ا ين ملت!!!

نويسنده:محمد ميرزايي

روز پنجشنبه 28قوس سال جاري محمد امين فرهنگ وزير تجارت براي دومين باردرجلسه استيضاح مجلس نمايندگان حضور يافت وراي عدم اعتماد بدست آورد.جريان سوال وجواب بين نمايندگان ووزير تجارت توجه هربيننده يي رابه خود جلب ميكرد.استيضاح مطابق مده 92قانون قانون اساسي كشور حق مجلس نمايندگان است وتاحالا چندين بارازاين حق خود استفاده نموده است، اما آنچه كه جريان بحث راجذاب ساخته بودافشانمودن بعضي ازراز هاي بود كه كه شايد نه نمايندگان مجلس فكرآنها راميكردندونه هم وزيرصاحب تجارت. بعد ازآنيكه سلطانزوي ومجيدي ازاعضاي مجلس نمايندگان اسناد ومداركي رامبني بروجود اختلاس وزدوبند هاي اقتصادي برسرمواد سوختي (نفت وگاز)به مجلس ارائيه كردند ووزيرتجارت رانفهم وبي خبرخطاب كرد احساسات وزير صاحب برانگيخته شد سلطانزوي ومجيدي ازاعضاي مجلس رامتهم به اين نمود كه هركدام به صورت خصوصي نزدش آمده وهركدام شخص خاص رابراي مقرري درپست رياست تصدي موادنفتي پيشنهاد نموده اند ولي من نپذيرفته ام كه اين موضوع بعضي ازنمايندگان رااحساساتي نمودند تاحدي كه بعضي شان باعصبانيت ازجابلند شده ميخواست وزيرصاحب رابابوتل هاي آب ازخانه ملت بيرون نمايند.البته ناگفته نماند كه كبير رنجبر رانيز جناب وزير به انجام اعمال غير قانوني متهم نمود وتلاش براي بدست آوردن قراردادي را ازراه غيرقانوني به اونسبت داد.

متاسفانه تمام ماجرااين نبود ،اوج فاجعه زماني به نمايش گذاشته شد كه معاون رياست مستقل نورم واستاندارد درمجلس حضوريافت. قبل ازتشريف آوري جناب معاون رياست تصدي مواد نفتي، وزيرصاحب محترم دليل عدم كنترل بركيفيت مواد سوختي (نفت وگاز)راسپردن مسئوليت كنترل كيفيت مواد مذكور رابه اداره ملي نورم واستندرد دانسته وخود رابري الذمه قلمداد نمودند امازمانيكه معاون رياست نورم واستندرد كمي دراين مورد توضيح داد وحرف هاي وزيررارد نمود مشاجره لفظي بين آنها بالاگرفت كه بدون شك اگرجاي ديگرميبود منجربه جنگ تن به تن ميشد.

بهرترتيب گل هاي زيادي درجريان بحث به آب داده شد اماآنچه ملت افغانستان نتيجه ميگيرند اين است كه نظام موجود وكادرهاي كه درراس آن قراردارند تاچه حد بي كفايت وبي توجه است نسبت به سرنوشت اين ملت واين خاك ودراين بي توجهي وبي كفايتي مجلس نمايندگان نيز شامل است به اين دليل كه لايه هاي ازاعضاي مجلس نمايندگان بدون شك شريك دزد اند واستيضاح وزيرصاحب تجارت وجريان بحث روزپنجشنبه مجلس نمايندگان چند چيزرابه صورت واضيح وروشن فريادميكشد وداد ميزند:

1-وزيرمحترم تجارت باتوجه به اسناد ومداركي كه ارائيه گرديد كاملاً روشن شد كه يا درباند مافياي موادنفتي عضويت دارديااينكه بي نهايت بي تفاوت وبي احساس است درمقابل جان ومال مردم ومنافع ملي كشور،چون اثرات زيانبارزيست محيطي موادسوختي(نفت وگاز)بدون كيفيت ،عواقب بد صحي وامراض ناشي ازآن وهم چنان انفجاربالون هاي موادسوختي بي كيفيت ،سوختن وگرفتن جان بيش ازچهارهزارهموطن مابه واسطه موادسوختي بدون كيفيت ،اين ادعارابه اثبات ميرساند.

2-نكته ديگراين است كه لايه هاي ازاعضاي مجلس نمايندگان نيز باسرنوشت اين ملت بازي ميكنند وافتخارعضويت درباند مافيا وشريك بودن با محتكرين وسود جويان رادارند. نام بردن داود سلطان زوي ،آقاي مجيدي وآقاي كبيررنجبرتوسط وزيرصاحب تجارت واحساساتي شدن بعضي ازاعضاي مجلس نمايندگان بخاطراين حرف ودادن راي  اعتماددراولين جلسه استيضاح آقاي فرهنگ درچند وقت پيش دراين موردقابل تامل وتفكراست كه به سادگي ازكنارآن گذشتن آينده يي تاريك ومبهم رانويد ميدهد البته اين گوشه اي ازفاجعه است درحاليكه درادارات ديگروضع خيلي بدترازاين است.

3-موجوديت عدم هماهنگي واختلافات عميق ورفتارسليقه ئي دربين ارگان هاي مختلف قوه مجريه. كه براي اثبات آن مشاجرات آقاي وزيرتجارت ومعاون اداره ملي نورم واستندرد درخانه ملت وهم چنان انداختن مسئوليت بدوش ارگان هاي امنيتي وقضايي وبلعكس كه دربازي هاي سياسي موجود درافغانستان معمول شده است كافي به نظرميرسد.

درنتيجه وايبحال اين ملت كه وزيرش عضومافيا،وكيلش شريك دزد ونظام حكومتي اش درنقطه اوج فساد وفاجعه قراردارند.

باتوجه به عمق فاجعه وتجربه يي حكومت انتخابي بيائيد درانتخابات آينده دقيق فكركنيم ،اين گذشته تلخ ومملو ازكاستي ها راپيش چشم خود مجسم نمائيم كسي رابعنوان ريئس جمهورانتخاب كنيم كه وزايرانش برسرمنافع شخصي نجنگنند بلكه به فكراين ملت كه ازفقر وبيكاري ونبود امكانات براي زندگي جان ميدهند وبه سازمان هاي تروريستي پناه ميبرندباشد.وهم چنان نمايندگاني راانتخاب نمائيم كه عضو مافيا ياشريك دزد برعليه قافله نشوند .

پايان اين راه تركستان است!!!

بنام خدا

نويسنده:محمد ميرزاي

پايان اين راه تركستان است!!!

ازبدست گرفتن قدرت توسط آقاي كرزي زماني زيادي نميگذرد.چشم پت هم كه حساب كنيم نزديك به هفت سال ميشود.امااقدامات وتصاميم ريس جمهور وتيم اش درطول اين سالها نوسانات زيادي داشته كه هركدام به نوبه خود قابل تأمل وبررسي است ازشعارنظام مبتني برقانون گرفته تاتأمين امنيت وثبات ،وحدت ملي ،شكوفايي اقتصادي وپائين آوردن سطح بيكاري ،بلند بردن سطح تعليم وتحصيل درمكاتب ودانشگاه ها،نهادينه ساختن دموكراسي وارزش هاي دموكراتيك و... دريك سووازطرف ديگر دامن زدن به مسايل قومي ولساني درمقاطع مختلف مانند جداكردن شاگردان دري زبان وپشتوزبان درشهركابل ،دامن زدن به اختلافات برسر واژه هاي همچون (دانشگاه ودانشكده)و(پوهنتون وپوهنزي)براه انداختن جنگ ميان كوچي ها ومردم بهسود درولايت ميدان وردك به گونه اي غيرمستقيم وهمچنان گفتگوباطالبان درخارج ازكشور به گونه اي خيلي مبهم و.... ودراين اواخر تهيه وتنظيم لايحه اي ايجاد مليشه هاي قومي درمناطق جنوب وشرق كشور بخاطرحفظ مرزها وتأمين ثبات وامنيت دران مناطق همه وهمه موضوعات است كه درطي اين مدت اتفاق افتاده وبعضي درشروف اتفاق افتادن است .اگركمي بادقت وتأمل بدان ها نگريسته شود بسادگي ازكنار آنها گذشتن مشكل به نظرميرسد.

نتائيج شعارهاي چرب ونرم كه دراول مطرح ميشدوتاهنوزهم تكرارميشود باآنهمه توجه جامعه جهاني وشرايط ايجاد شده دركشوربسياراندك است وبيشتردرذيل اين شعارها براي تداوم قدرت وبدست اوردن منافع شخصي تلاش صورت گرفته نه براي عملي ساختن آنها.

دامن زدن به اختلافات زباني وقومي هم موضوعي است كه هرازگاهي دولت مردان مابخاطرپوشاندن ضعف شان وبهره برداري هاي سياسي يك گروه وحلقه خاص استفاده كرده وتاحدي زيادي بيانگراين واقعيت است كه سياست هاي آقاي كرزي وحلقه ايي خاص همسوبااو درجهت قومي شدن درحركت است ،بخصوص تصميم براي مسلح ساختن مردم جنوب وشرق كشوربخوبي اين موضوع را روشن ميسازد.درحاليكه درمناطق شمال كشور،نقاط مركزي وحوزه جنوب غرب كشورپروسه داياك بعد ازختم پروسه دي دي آروخلع سلاح عمومي جريان دارد چگونه ممكن است وكدام منطق اين راميپذيرد كه درجنوب وشرق كشوراسلحه توضيع گرددومردم مسلح شوند . آيايكي ازعلل بدبختي وويراني جنگ هاي خانماسوز داخلي درسه دهه گذشته ايجادمليشه هاي قومي دربعضي مناطق كشورتوسط حكومت هاي گذشته نبوده است.ازطرف ديگراين لايحه ومقرره درتضاد كامل با قانون اساسي كشورقراردارد،درقانون اساسي كشورنهادهاي نگهبان تماميت ارضي ،ثبات وامنيت قواي مسلح ،پوليس وامنيت ملي است ،به هيچ صورت درحاليكه اين نيروها ضعيف باشد تشكيل مليشه هاي قومي درآن به عنوان وثيقه ملي پيشبيني نگرديده است.

پرداختن به چنين برنامه ايي مصارف وهزينه ايي هنگفت راآنچنانكه سخنگوي ريس جمهور بدان اعتراف كرد نياز دارد كه اگر براي توان مند ساختن اردوي ملي ،پليس ملي ونيروها امنيت ملي به مصرف برسد دقيقاً نتيجه بهتر ومفيد به بارميآوردوازتبعات زيان باراين طرح دردرازمدت براي كشوروملت افغانستان كه جبران ناپذير خواهد بود جلوگيري به عمل مي آيد.

درحقيقت اين طرح متأثر ازانديشه هاي انورالحق احدي است كه درمقاله خود چند سال قبل به سراحت گفته بود اقوام ساكن درافغانستان بايد ازقوم پشتون بدلايل تاريخي و.... اطاعت نمايد وفرمانروايي آنها رابدون قيد وشرط بپذيرد واين انديشه افغانستان رابه سوي آينده مبهم وتاريك رهنمون ميسازد.ازجانب ديگر سوالي كه مطرح ميگردد اين است كه آمدن نيروهاي نظامي بيش ازسي وشش كشورجهان درافغانستان روي چه هدف است؟ چرادرموجوديت نيروهاي خارجي ،اردووپوليس خودافغانستان بازهم به تشكيل مليشه هاي قومي نياز است؟مردم افغانستان باتوجه به تجربيات تلخ ازگذشته وتبعات زيان باراين طرح دردرازمدت شديداًنگران است وازنمايندگان واعضاي مجلس انتخابي شان انتظاردارند تاازتصويب ولازم الاجراشدن چنين برنامه ها بعنوان كسانيكه مورداعتماد اين ملت قرارگرفته اند جلوگيري نمايند وچنين طرحي رابه هيچ صورت به تصويب نرسانند.

علل افزایش قیمت ها

بنام خدا

علل افزايش قيمت ها

محمد میرزایی

افزايش قيت ها محوراصلي اين مقاله است.اما قبل ازآنكه به دلايل بالارفتن قيمت هاپرداخته شود،نيازاحساس ميشود تاتورم رادربخش اول توضيح دهيم چونكه يكي ازاهداف اقتصاد كلان ثبات قيم وجلوگيري ازتورم است.باتوجه به اين درآمد، دراين مقاله اولاًتورم به بررسي گرفته ميشودباريشه ،علل وانواع آن،درقسمت بعدي علل عمومي افزايش قيمت ها درجهان توضيح داده ميشودودرادامه علل افزايش قيم درداخل افغانستان بطورخاص مورد پژوهش قرار ميگيرند.

توم وعلل آن:

اگردقت نائيم ازنظرعلما ودانشمندان اقتصاد اهداف اقتصاد كلان درهرجاي ازدنيا سه چيز است:

1-اشتغال كامل وجلوگيري ازتورم.

2-ثبات قيمت ها وجلوگيري ازتورم.

3-رشد اقتصادي بصورت متداوم.

آنچنانكه درفوق تذكررفت ثبات قيمت ها وجلوگيري ازمباحث عمده واساسي ويكي ازاهداف اقتصا كلان بشمارميرود بناًبايد دانست كه تورم چيست؟

تورم:  تورم واژه يي است كه ريشه لاتيني دارد وازكلمه (inflare)به معني دميدن گرفته شده كه ظاهراًبراي نخستين باردرجنگ هاي داخلي آمريكا سال هاي 1861و1865ميلادي مورداستفاده قرار گرفت دراين زمان ها قيمت ها به موجب افزايش حجم پول ،افزايش قابل توجهي يافته بود.بناًدرزبان اقتصاد تورم عبارت از"افزايش سطح عمومي قيمت ها بصورت مداوم" ميباشد، كه بدون شك هرگونه افزايش درقيمت ها راالزاماًنمي توان تورم گفت ،به گونه يي نمونه قيمت برخي ازكالاها ممكين بدلايل خاصي مثلاًتغيرفصول سال افزايش ويا كاهش پيدانمايند نميتوان آنراتورم نام گذاشت.وقتي ازتورم صحبت ميشودهدف افزايش ممتدسطح عمومي قيمت ها ست.

علل بوجوآمدن تورم:

تورم ازعلل وعوامل مختلف ميتواند ناشي شود كه بدان ها بصورت مختصراشاره ميشود:

1-تورم ناشي ازفشارتقاضا:اين نوع تورم زماني است كه سطح عمومي تقاضا بيشترازعرضه باشد،يعني تقاضابه كالاها وخدمات بزرگترازعرضه آنها باشد باعث افزايش سطح عمومي قيمت هاياتورم ميگردد.

2-تورم ناشي ازفشارهزينه:دراين صورت وقتي تورم بوجو ميآيد كه هزينه هاي توليد شامل(هزينه مزد،مواد اوليه اعم ازداخلي ياوارداتي)به سرعت افزايش ميابند،اين امرموجب ميشود كه سطح عمومي قيمت ها به دنبال آن افزايش پيداكند.

3-تورم ناشی ازفشارهزینه وتقاضا:وقتی که هم تقاضابه کالاها وخدمات بیشترازعرضه باشد وهم هزینه های تولید بیشترشود بدون شک پیامدآن تورم است.

4-علل ساختاری:گاهی نیزتورم ناشی ازعلل ساختاری است،واین زمانی بوجود میآید که ساختارهای اقتصادی هماهنگی نداشته باشدمانند کشوریکه کارخانه وفابریکه صنعتی ساخته ولی سرک نداردویابرق نداشته باشد این ساختارناهماهنگ باعث تورم میگردد.

5-علل روانی:گاهی هم تورم علل روانی دارد واین موضوع برمیگردد به دید مردم نسبت به آینده ای قیمت ها درکشور.اگرمردم نسبت به آینده قیمت هادرکشوربدبین باشد به دلایل مختلف سطح تقاضاهای خودرابلند میبرند درنتیجه، افزایش سطح تقاضا خواهی ،نخواهی افزایش قیمت ها رابدنبال دارد.

6-علل عارضی:گاهی تورم علل عارضی داردمانند سیل،زلزله ،خشکسالی ،جنگ وقحطی که بابرطرف شدن آنها نرخ تورم نیز پائین میآید.

7-علل وارداتی :وقتی قیمت کالاهای وارداتی درجهان بهردلیلی افزایش میابد مستقیماًنقش دارددرنرخ تورم کشوری که بیشترین نیاز های جامعه خودراتوسط واردات پاسخ میدهند.البته میزان این اثرگذاری برمیگردد به میزان واردات ونوع کالاهای وارداتی .تورم گاهی خزنده است که بسیارآهسته وملایم سطح قیمت ها افزایش میابد در صورتیکه تورم خزنده باشد بیانگررشد اقتصادی میباشد واین گونه تورم ازلازمه رشد اقتصادی به شمارمیرود.گاهی تورم بصورت معتدل سیرمینماید که دراین صورت تند ترازتورم خزنده است ولی برای مردم قابل تحمل است.اماتورم زمانی غیرقابل تحمل میگردد که سیرآن تازنده باشد.دراین صورت افزایش قیمت ها بسیاربی رویه است وبرای مردم غیرقابل تحمل میگردد.

مهمترین اثرات تورم:مهمترین اثرات که تورم بالای زندگی مردم میگذارند دریک جامعه بگونه یی مختصربیان میگردد:

1-تورم درآمد واقعی وحقیقی وقدرت خرید افراد راکاهش میدهد که خوداثرات ناگواری رابدنبال میآورد.

2-تورم درجامعه باعث بوجودآمدن عدم اطمنان میشود.

3-تورم موجب ازبین بردن محرک افراد به پس اندازوهم چنین سرمایه گذاری میشود.

4-تورم اثرمنفی برترازپرداخت های خارجی خواهند گذاشت.

علل افزایش قیمت ها

حال به بحث اصلی واساسی این مقاله پرداخته میشود که دلایل بالارفتن قیمت ها درجهان است بخصوص بالارفتن قیمت موادغذایی .ازآغازسال 2007میلادی بدین سوافزایش قیمت ها درکل بخصوص افزایش قیمت مواد غذایی باشدت بی سابقه وروبه رشد که تاکنون هم ادامه دارد،دراکثرازکشورهای جهان بخصوص کشورهای جهان سوم مثل افغانستان که دارای اقتصاد ضعیف است غیرقابل تحمل گردیده است وبه یک معضل جدی درسطح جهان تبدیل گردیده که اکثراقتصاددانان ودانشمندان این رشته رابه نوشتن مقالات وبررسی علل این افزایش واداشته است که به بعضی ازآنها اشاره میگردد.

بالا رفتن قیمت ها درکل وبخصوص بالارفتن قیمت موادخوراکه علل وعوامل مختلف دارد که مهمترین این دلایل قرارذیل است.

1-بالارفتن هیمت موادسوختی وبخصوص نفت:بدون تردید افزایش قیمت مواد سوختی میتواند یکی ازدلایل بالارفتن قیمت کالاها درجهان باشد وبخصوص افزایش قیمت مواد سوختی رابطه مستقیم دارد باافزایش قیمت موادخوراکه دارد،چونکه افزایش قیمت موادسوختی هزینه حمل ونقل موادخوراکه راازیک نقطه به نقطه دیگربالامیبردکه نتیجه آن افزایش قیمت موادغذایی است.

2-رجوع به مواد سوختی نباتی :برخی ازکشورها باهدف پایان دادن به وابستگی شان به موادسوختی فوسیلی به سوی موادسوختی نباتی مثل سویاوذرت وغیره به عنوان جای گزین مواد سوختی فوسیلی روی آورده اند.این امرباعث گردیده که بسیاری اززمین های زیرکشت درخدمت تولید دانه های خوراکی قرارنداشته باشد بلکه برای تأمین نیازکارخانه های تولید موادسوختی موردبهره برداری قرار گیرند که باعث پائین آمدن سطح تولید موادخوراکه میگردد.

3-رشد جمعیت :یکی ازدلایل عمده واساسی دیگرافزایش قیمت ها وبخصوص افزایش قیمت موادخوراکه رشد جمعیت وافزایش تقاضا درعرصه یی جهانی است که ازیکطرف باعث کاهش وحتی قطع بعضی ازاقلام صادراتی خوراکی بخاطر بالارفتن تقاضایی داخلی کشورهای مانند هند وچین وغیره گردیده وازطرف دیگراین کشورها  درتلاش فتح بازارهای جهانی است وبدین منظوردرقسمت های عمده زمین های زراعتی تحت زرع مواد خوراکه به ویژه برنج به احداث کارخانه های تولیدی پرداخته واین امرمنجربه کاهش تولیدات دانه های خوراکی دراین کشورها گردیده است.هم چنان موجودیت دلال ها ،سوداگران وبورس بازان نیزازدلایل دیگرافزایش قیمت ها است که ازبورس های مالی بسوی بورس مواد غذایی روی آورده وفایده یی خوبی نیز ازاین درک بدست آورده اند.

علل افزایش قیم بعض ازمواد خوراکه بطورخاص

دراین قسمت بعضی ازموادخوراکه رابطورخاص مورد بررس قرارمیدهیم که چراقیمت آنها درسطح جهان افزایش یافته ومردم اکثرنقاط دنیارابامشکل مواجه ساخته است.

دلایل اساسی بحران برنج

مهمترین عوامل که باعث افزایش قیمت برنج درسطح گردیده قرارذیل است.

1-مصرف بیش ازتولید:افزایش مداوم قیمت ها طی هفت سال گذشته نشان میدهد که مصرف بیش ازتولید بوده .قراربررسی های که صورت گرفته ذخایربرنج باعث معتدل شدن افزایش قیمت آن شده که بدون شک درصورت کمبود آنها قیمت برنج ازاین هم بالامیرفت.

2-رشد اندک عمل کرد:عامل دوم درافزایش قیمت برنج رشد اندک عمل کردمحصول است براساس بررسی های که صورت گرفته رشد عمل کرددرکشورهای جنوب وجنوب شرق آسیاطی 5و6سال گذشته تقریباًصفربوده درحالیکه بیشترین برنج دنیاراآنها تولیدمینماید.

3-افزایش اندک سطح زیرکشت:افرایش سطح زیرکشت درتمام کشورهای آسیامیسرنیست بناًافزایش اندک درسطح زیرکشت ورشد اندک عمل کردباعث گردیده که تولید برنج کمترازتقاضا باشد واین درحالیست که رشد جمعیت بصورت روزافزون ادامه یافته است.

4-کاهش سرمایه گذاری عمومی دربخش پژوهش وتوسعه کشاورزی :علل مهم عدم رشد عمل کرددرسطح جهان کاهش سرمایه گذاری عمومی دربخش پژوهش وتوسعه کشاورزی است که بطورمستقیم بالای افزایش بهره وری محصول تأثیرمیگذارند. هزینه های عمومی اختصاص داده شده درکشورهای آسیایی درسال 1990میلادی 3.4درصد بوده درسال 2000کل سهم هزینه های عمومی تحقیقات ازتولید ناخالص داخلی کمتراز0.53درصد درکل کشورهای درحال توسعه بوده است.

5-افزایش مصرف برنج درآفریقا:برنج غذایی معمول مردم این کشوراست وآفریقاواردات یک سوم تجارت جهانی این محصول رابخود اختصاص داده است.رشدتقاضای افریقایی ها درحال ادامه است واین بدو دلیل است یکی اینکه مردم افریقا بیشترغذایی مصرفی خودرابرنج قرارداده وازطرف دیگرهیچ کنترل برافزایش ورشد جمعیت دراین کشورها وجودنداردواین دوموضوع باعث افزایش سطح تقاضای برنج دراین کشورهاگردیده است.

6-رشد جمعیت ورشد اقتصادی:قرارپیش بینی های که صورت گرفته باتوجه به روند رشد جمعیت درسال 2015میلادی آسیابه تولید38ملیون تن برنج بیش ازسال2005نیازخواهند داشت به طورکلی درهرسال تقاضای برنج 5ملیون تن افزایش خواهند یافت.رشد اقتصادی دراکثرازکشورهای جهان که تولید کننده برنج است باعث شده که آنها بیشتربسویی صنعت وتولید روی بیاورند مانند کشورهای هندو چین که دراکثر اززمین های زراعتی تحت زرع برنج بجای برنج کارخانه های تولیدی سبزگردیده است وهم چنان مصرف گوشت دراین کشورها افزایش یافته است.

7-آبیاری،افزایش قیمت نفت وشرایط نامساعد آب وهوا ازدیگرعوامل بالارفتن قیمت برنج بحساب میآید.

8-بلایای نظیرخشکسالی درهندوچین درسال 2002وطوفان سال 2006م درفلیپین وسیل سال2007م دربنگلادیش نیز به نحوی به کاهش تولید درسال های اخیرکمک کرده است.درکناراین همه آفات وبیماری های نباتی نیزعلاوه گردیده ودست بدست هم داده قیمت برنج رابه آسمان برده است.

راه مقابله باافزایش قیمت برنج:

بهترین راه وگزیده ترین استراتیژی برای مقابله باافزایش قیمت برنج اطمنان به افزایش تولید سریعترازتقاضاست یعنی تلاش صورت گیرد تا درسطح جهان مقدارتولید بزرگتر ازمصرف گردد.این بدوصورت امکان پذیراست.

الف:ازطریق افزایش سطح زیرکشت.

ب:ازطریق افزایش سریع عمل کرد.

ترکیب ازاین دوروش نیز راهی است برای افزایش سطح تولید وکاهش قیمت برنج درجهان .اماسطح زیرکشت برنج درآسیافعلاًبه 136ملیون هکتارمیرسدکه افزایش دراین رقم بدلایلی صنعتی شدن وشهرنشینی ناممکین است،تنها راه برای افزایش تولید برنج راه کاردومی (افزایش سریع عمل کرد درفی واحدسطح )میباشد که درهرهکتارزمین زیر کشت برنج باید50کیلوگرام افزایش به عمل آید این ناممکن است مگراینکه تکنالوژی توسعه وانتشاریابد.

دلایل اساسی افزایش قیمت نفت

علل وعوامل مختلف دربالارفتن قیمت نفت موءثراست که به مهمترین آنها بصورت مختصراشاره میگردد:

1-پائین آمدن قیمت دلار2-تنش های سیاسی بین کشورهای (امریکاوایران،ایران واسرائیل،عراق وترکیه)3-کاهش ظرفیت تولیدی بعضی ازکشورهای تولید کننده نفت4-ذخیره سازی مصرف کننده گان نفت بخصوص ایالات متحده آمریکا.

علل افزایش قیمت گندم

قیمت گندم درطی سال 2007م درآمریکا بعنوان بزرگترین صادرکننده گندم 130درصد افزایش یافت یعنی قیمت گندم بین ماه های می وسپتامبر ازتن 200دالربه 400دالررسید که این افزایش قیمت همزمان باافزایش قیمت گندم درسطح جهان بوده وتقریباًبه یک معضل کلان تبدیل گردیده ومتخصصین دراین رشته راواداشته تابه علل وعوامل آن توجه نمایند .مهمترین دلایل راکه کارشناسان درافزایش قیمت گندم آورده قرارذیل است.

1-بالارفتن تقاضا بخاطرافزایش سوخت های گیاهی وشرایط نامساعد آب وهوا.

2-حوادث که درسال 2007م اتفاق افتاد مانند خشکسالی دراسترالیا،کمبود آفتاب وبارش زیاد دراروپا وبالاخره یخ زده گی درآرژانتین به تولید گندم صدمه زد ونقش فوق العاده درافزایش قیمت آن بازی کردباتوجه به اینکه گندم نسبت به غلات دیگر مورداستفاده زیاددارد.

3-افزایش مصرف گوشت دربعضی ازکشورهای جهان نیز به گونه یی غیرمستقیم باعث بالارفتن قیمت غلات بخصوص گندم گردیده چونکه به عنوان مثال برای تهیه یک کیلوگرام گوشت مرغ سه کیلوگرام دانه لازم است.قراربررسی های که صورت گرفته چینی هادرسال2005م پنج برابر سال1990م گوشت مصرف کرده است.

4-رشد جمعیت وافزایش سطح زندگی ازعوامل دیگی افزایش قیمت گندم دردنیامیباشد.قرارگزارشات ،صادرات جهانی گندم درسال 2000م نسبت به سال  1990م سه برابربوده است.مصرخزانه گندم روم قدیم درعهد عتیق  امروزنخستین وارد ننده ومصرف کننده گندم دردنیابه شمارمیرود.

تنها راهی که کارشناسان برای مقابله باافزایش قیمت گندم پیشنهاد کرده است این است که دولت ها ازشهروندان ومردم بخواهند ازنان وبلغورگندم کم مصرف نمایند وجلوگیری ازاحتکاردرسطح بین المللی نیز راه مقابله باکاهش قیمت گندم پیشنهادگردیده است.

علل افزایش قیمت ها درافغانستان

آنچنانکه همه میدانید افغانستان بیشترین احتیاجات خودراتوسط واردنمودن کالاهای خارجی پاسخ میدهد.بناًهرتغیری که درجهان رخ دهد نتیجه آن درافغانستان بزودترین فرصت قابل لمس است.برعلاوه عوامل فوق الذکردرجهان دلایلی بصورت خاص درداخل افغانستان نیز وجودداردکه درافزایش قیمت ها دخیل است که بصورت گذرا بدان ها اشاره میشود.

1-نبودامنیت:نبودامنیت باابعادمختلف که دارد درچهره های متفاوت ظاهرمیگردد وبه افزایش قیمت ها موثرواقع میگردد یکی اینکه باعث بالابردن قیمت تمام شد کالامیگردد که درکوتاه مدت وفوری افزایش قیمت هارادرپی دارد.وبعد دیگری آن درازمدت است البته به شکل غیرمستقیم بگونه یی که باعث عدم سرمایه گذاری ،سرمایه گذاران داخلی وخارجی میگردد واین امرکشوررا درازمدت محتاج به بیرون ازمرزهای آن نگه میداردکه ضربه یی بزرگ برپیکراقتصادی کشوراست .

2-فساداداری:سرطان واگیری که تمام ادارات دولتی رامصاب نموده دربالابردن قیمت کالاها نقش خودراایفامینمایند.به ویژه درگمرکات گاهی بین متقاضیان کاردرآنجا نزاع ودعوابرپامیگردد وریاست گمرکات کشوربه پست های مهم وپردرآمد تبدیل گردیده است.هم چنان این مرض پولیس وپوسته های امنیتی شاه راه رانیز آلوده کرده وهرازگاهی آنها راوامیدارد تاازمحموله های کالا های تجارتی سهم خودهارابگیریند.

ازطرف دیگردولت هیچ گونه کنترل بربازاروقیمت هاندارد.محتکرین وسوداگران خداناترس بدون ملاحظه احوال ووضعیت مردم نرخ هاراطبق دلخواه خودبه بهانه یی بازارآزاد تعین مینمایدودرکمین فایده هرچه بیشترنشسته اند.

3-برگشت واخراج مهاجرین ازکشورهای همسایه:همه میدانیم هرخانواده که ازایران یاپاکستان برمیگرددویاهم بزوراخراج میشودبهرترتیب خانه نیازدارد،موادغذایی میخواهندوبالاخره تمام حوائیج زنده ماندن راتقاضاداردکه برگشت تعداد زیادی ازآنها باعث بلندرفتن سطح تقاضامیگرددوافزایش تقاضابگونه یی منطقی تورم رادرپی دارد.

4-تحولات سال گذشته درپاکستان:اعلان حالت اظطراروترورخانم بوتو درپاکستان ازجمله حوادث بود که درسال گذشته درهمسایگی مااتفاق افتاد.این حوادث به نحوی روی قیمت ها بخصوص صادرات مواد خوراکه ازآن کشوراثری بدی گذاشت تاحدی که برای چند مدت صادرات موادخوراکه به روی افغانستان بسته شدوقیمت ها رادرداخل افغانستان افزایش داد.براساس بعضی گزارشات که منتشرگردیده پاکستان ازشروع سال2008م بدین سوصادرات موادخوراکی به افغانستان راکاهش داده است.

پی نوشت ها:

1-بابایی/حسن/تئوری های اقتصادکلان/انتشارات دانشجو/چاپ اول فروردین1380ه.ش

2-محتشم دولت شاهی/طهماسب/مبانی علم اقتصاد/انتشارات خجسته/چاپ نوزدهم1382ه.ش

1-http:ir.mondediplo.com/article1257.html

2-http:statisties.depra.gov.uk/reports/food security

3-http:www.fao.org/newsroom/fr/news/2007

4-http: www.ariaye.com

5-www.bbc.co.uk

6-مجله سرویس کشاورزی دراموردام/4خرداد/شماره52801

 

 

 

رهایی زن مستلزم تغیرنگرش

بنام خدا

رهایی زن مستلزم تغیرنگرش

نویسنده:محمد میرزایی

انسانها ازحیث جنسیت به مردوزن تقسیم گردیده که به روایت تاریخ از آغاززندگی بشر تاکنون درجغرافیاهای مختلف قبایل متفاوت انسانی ازغرب تاشرق وازشمال تاجنوب ودربین ادیان الهی مسیحیت ویهودیت (که بدون شک بخاطربرداشت وتفسیری یهودیان ومسیحیان باتوجه به شرایط زمان،مکانوتاریخ گذشته بوده وهست)طرزدید وشیوه نگرش نسبت به زنان به عنوان انسان های درجه دوم مطیع مردان وموجودی ضعیف وناتوان بوده وهم چنان دردین مقدس اسلام نیز نگرش ورویکرد علما ورهبران دینی امروزی نسبت به قرون چهارم تاهشتم هجری دررابطه باجایگاه زنان وموقف اجتماعی آنها تفاوت های زیادی کرده که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد ،بگونه ای نمونه نگرش شیخ احمد دیوبندی تاطرزدید داکتریوسف قرضاوی باتوجه به متون دینی نسبت به زنان خیلی فرق دارد وهم چنان استنباط ملا هادی سبزواری دررابطه بانقش وموقف زنان دراجتماع وهستی ازمتون دینی تابرداشت علامه طباطبایی ومرتضی مطهری ازهمان متون تفاوت های چشم گیری را داد میکشد.

همان گونه که دربین ادیان برخورد ورویکردنسبت به انسانها مردانه بوده وزن راانسان درجه دوم تفسیرکرده اند ،فیلسوفان ،شاعران وهنرمندان نیزچنین اندیشیده است که بدون تردید تاریخ گذشته،شرایط ،اوضاع واحوال جامعه که اندیشمندان درآن میزیسته درشکل گیری اندیشه وافکارآنها تأثیر فوق العاده داشته وباعث گردیده تافیلسوفان مانند افلاطون وارسطو وشاعران نامداری مانند فردوسی ،سعدی وامثال آنها زن راموجود قابل سرزنش وانسان درجه دوم بپندارند ،اگرمراجعه کنیم به جغرافیای هنروادب هزاران سند برای اثبات این مدعا ازشعرگرفته تانثر،نقاشی ،ضرب المثل،فلم،سریال،نمایشنامه هاو…پیدامیکنیم که به وضاحت تمام وسراحت کامل نقش وجایگاه زنان رابازگو مینمایند.

اگردرجهان سینما کمی عمیق ترفکرکنیم وتولیدات سینما یی دربالیودهند و هالیود درآمریکا وبلاخره سینمای کشورهای اروپایی وآسیایی مثل ایران وشوروی وخاوردوررامورد بررسی وپژوهش قراردهیم درمی یابیم که واقعاًزن درجهان امروزی ودنیای گذشته ازچه جایگاه برخوردار بوده وچه نقش رادرتاریخ گذشته ایفانموده اند.

همینگونه است درداستانها،اشعار،نثرها،آثارفلسفی وعقیدتی که درطول تاریخ به خصوص قبل از قرن شانزده هم وهفده هم به رشته تحریر درآمده است.درجهان امروزی علی رغم پیشرفتها ی چشم گیردرعرصه های مختلف سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی وتکنالوژیکی ،اصلاح شیوه حکومت داری ،تغیرروش های مدیریت وسهم گرفتن فعال زنان دراعمال حاکمیت وجان گرفتن وبمیان آمدن جنبش های فعال فمنیستی واتحادیه های دفاع ازحقوق زنان هنوزهم زنان درکشورهای متمدن کمترودرکشورهای عقب مانده وجهان سوم کمافی السابق قربانی تبعیض وخشونت های گوناگونی جنسی ،خانوادگی واجتماعی میشوند وهنوز هم انسانها بدین باورنرسیده اند که زن راموجود درجه دوم نشمارند.

اینکه چرا باین همه پیشرفت درعرصه هایی مختلف درجهان هنوزهم زنان موردخشونت های گوناگون قرارمیگیرند ودراکثرنقاط وکشورهای دنیا ازمظلوم ترین طبقات جامعه به شمارمیروند،علل وعوامل مختلف دارد که نحله های فکری گوناگون نظرات وعقاید متفاوت راارایه داده است.ازجمله آنانیکه اقتصاد رازیربنای جامعه میداند بدین باوراند که محرومیت زنان وضعیف بودن نقش آنها دراجتماع وبالاخره موردتبعیض وخشونت قرارگرفتن آنها ناشی ازنقش نداشتن زنان درتولید است،به عقیده آنها کسی که درتولید نقش نداشته باشد بدون شک نمیتواند  درعرصه های سیاسی ،اجتماعی ،اقتصادی وفرهنگی نقش ایفا نماید چون نقش داشتن مردان تنها درتولید باعث خلق هویت جنسی وتقسیم جنسیتی کارمیشود که درآن همیشه مردان کنترل کننده وزنان خادم وپاسخ گوی نیاز های جنسی مردان درمی آید بناًازنظرآنها تنها نقش ایفا کردن زنان درتولید است که میتواند زنان راازمحرومیت وقرارگرفتن درمعرض خشونت وتبعیض برهاند. اما به باورنویسنده مشکل ازاین حد فراترمیرود،رهایی زن از قید بند های که او را به زنجیر کشیده ومقامش را به انسان درجه دوم تنزل داده است واورامجبوربه اطاعت ازمردان میکند مستلزم تغیروتحول درطرزدید وشیوه نگرش نسبت به زن است ولی ناگفته نباید گذاشت که این تغیر و تحول ساده وآسان میسرنیست این تحول به نوبه خود نیاز به بازتفسیر وتجدید نظردرمتون وارزش های نهفته دردل ادیان الهی وغیر الهی دارد این تغیر وقتی امکان پذیر است که رسالت ومسئولیت سینماوسینماگراز نو تعریف گردد وبجای انعکاس آنچه که واقعیت است یکمقدارروی ایجاد زمینه برای تحقق آنچه حقیقت است تلاش صورت گیرد تغیر شیوه نگرش نسبت به زن خواهان تحول عظیم درفرهنگ های بزرگ وخورده فرهنگ ها در تمام جهان است، فضاوپیام نقاشیها واهداف مجسمه سازی ها باید به نحوی انعطاف را قبول کند که زمینه را برای رهائی نیم ازافراد بشر مهیا سازد . تا این تغیر طرزدیدنسبت به زن نیاز مبرم به تحول درجهان بینی ،فلسفه ،عرفان وانسان شناسی دارد تااین تغیرات را که گفته آمدیم دست به دست هم داده زمینه را برای نگرش نو نسبت به زنان مهیا سازد.

تجلیل از هشتم مارچ در مجلس پر زرق وبرق،تعویذ نقش زن ومرد آنگونه که بعضی از فمنیست های عمدتاًرادیکال شعارمیدادند ودلسوزی ورأفت های قانون درمورد زنان کاری راازپیش نخواهندبرد.

مادرگیر دوبحران هستیم

بنام خدا

نويسنده : نقي واعظي زاده

مادرگیر دوبحران هستیم

بحران هویت یک بحث جدی درعین حال مغلق درقبال کشورهای درحال رشدوفارغ شده ازجنگ میباشد وهمچنین میتوان گفت دنیای شرقی ما به نحوی دچار چنین بحران میباشد بحران هویت رامیتوان بطورکل بدودسته تقسیم کرد یکی بحران هویت داخلی ودیگری بحران هویت جهانی .افغانستان کشوری است که جنگ چنددهه داخلی راپشت سرگذاشته طبعتا دچارچنین بحران میباشد آنچه که بحران داخلی تلقی میشود این است که آیا مایک ملت واحدی راتشکیل میدهیم یانمی دهیم مولفه های این هویت ملی ماچیست آیا باآن مولفه ها توافق داریم یا نداریم میلا ازاین جهات مادچارمشکل هویت هستیم ما الان درمورد واژه افغان بودن توافق چندان نداریم یعنی ما اگرمامشکل بحران هویت نمیداشتیم دراطلاق این واژه توافق داشتیم اگر بادقت دراین موردتوجه شود میبینیم که بعضی ها همه راافغان میدانند(ماافغانها)بغضی برخلاف چنین واژاز استعمال آن ابامیورزند به جای افغان کلمه افغانستانی رابه کارمیبرد چنین اختلافات بیانگراین است که مادرهویت ملی خود اتفاق نظرنداریم حتی درسطح روشن فکران بازهم درباب حوضه فرهنگ هامی بینم که ازنظربعضی ازسیاست مداران ما این خورده فرهنگ ها میتواند منبع هویت سازباشد وبیانگرآرمان های اجتماعی شان باشد ویک تعداد نگاه منفی دارد با چنین نظریه یعنی مجال دادن به چنین خورده فرهنگ ها وخورده هویت ها به معنی ازبین بردن هویت ملی است این مسایل بحران هویت داخلی ماست که هویت مارادچاربحران جدی قرارداده چنانچه اگردرتاریخ معاصرافغانستان توجه صورت گیرد دیده میشود که قومیت درافغانستان کم وبیش مبنای هویت بوده مثلادوران صدارت هاشم خان ودوران عبدالرحمن که براساس قوم اکثریت تکیه داشته یعنی قومی که درافغانستان اکثریت است مبنی هویت ملی قرارگیرد بدون درنظرداشت اقلیت های قومی وازنظرفرهنگی زبان پشتو را تقویت میکردند علیه زبان های دیگرتامبنی هویت قراربگیرند وهم چنان دوران مشروطیت دریکی ازمواد قانون اساسی تآکید میشود که دولت باید زبان پشتوراتقویت کند که این عمل خود ستیزه جویی علیه زبان های دیگررامیرساند وبه گونه صریح وواضح یک نوع بی عدالتی است بعد دربرابرش جنبه هویت مقاومت رابه خود گرفت که جنگ های اخیربین اقوام حالت منازعه ای گروهی رابوجودآورد .

مسأله دوم بحران هویت درسطح جهانی است یعنی نحوه مواجه بامدرنیته وجهان شمولی وجهان گرایی جدید است بناافغانستان جزجامعه جهانی است وبه اعتبار همین جزبودن که بعد ازیازده سپتامر اهمیت پیداکردونشان داده شد که افغانستان میتواند درجامعه جهانی موثرواقع گرددافغانستان به عنوان یک نقطه دورافتاده که اهمیت استراتژیک چندانی ندارند میتواند امنیت جهان رابه هم بزند درصورت که نادیده گرفته شود ونقطه رشد افراطیت باشد این بدین معنی است که افغانستان هم جزخانواده جامعه جهانی به شمارمیرود ومتواند درصورت عدم توجه به کل جهان صدمه بزند براساس این گره خورده گی که بین ماوجامعه جهانی وجوددارد جهان گرایی وجهان شمولی به عنوان یک پدیده مدرن به پیش میرود دراین جانیز دچارنوع دیگر ازبحران هویت میشویم اگرماخواسته باشیم باسنت قومی وفرهنگی خود زندگی کنیم مارادرمقابل جامعه جهانی قرارمیدهد چون به آنچیزیکه مورد قبول جامعه جهانی است تطابق ندارد ماحالا بااین بحران مواجه هستیم که افغانی باشیم یاافغانستانی وبریده ازهرد وتنها عضو جامعه جهانی باشیم ویا باسنت های خودما زندگی کنیم که امکان ندارد.حال بادرنظرداشت چنیین بحران ها چطورمیتوان یک تعریف ازهویت ملی وملت بدست داد که برپایه یک توافق عمومی باشد اگربراصول عدالت به یک برداشت مشترک تکیه کنیم میتوان برآن توافق کرد درواقع متکی باشد برعنصرآگاهی واراده جمعی همگان توافق داشته باشد وهمه گان احساس کند که ملزم برآن است یعنی طوری باشد که مبتنی بربی طرفی سیاسی جانب هیچ یک ازمسأله های زبانی رانگیرد وهمین طورببرابری وآزادی رابرای همه گان تضمین کند درغیرآن باآن سیاست های قبلی وکماکان فعلی نمیتوان برهویت توافق جمعی رسید وهویت ملی داشته باشیم حل چنی معضله کاردشواررا پیش روی ماقرارداده است. با توجه به معضلات که مطرح شد مادچارمشکل هستیم ونیازبه راه بیرون رفت ازاین مشکلات به شدت احساس می گردد اگرتوجه صورت نگیرد مشکلات قبلی تکرار خواهند شد قربانی بی شماری گرفته ودرآینده نیز خواهیم گرفت این کارمدیران وسردمداران است که بازیرکی خاص بااین مشکلات کناربیاید به گونه ای که هم منافع ملی ماحفظ گرددوهم جدای ازخانواده جهانی ودچارانزوانشویم.

آیه محبت

 

بنام خدا

اثراز:فروزان توخي دانشجوي دانشكده حقوق وعلوم سياسي

آیه محبت

 

ای قاصد شهرآروزوها

برگرد وبیا به اینجا

اینجا دل من پرازسراب است

ازسوی شب ونگاه تنها

لب تشنه دوان دوان به سویت

بهرتووبهریاد دریا

چشمان توقصه ءرهایی

ازقلب سیاه هفت صحرا

برگردبه جاده های آبی

روکن به غزل به شوق روءیا

جزنام توبه دل ندارم

اینراتوخبرنداری آیا؟

چشمان توآیهء محبت

ای قاصد شهرآروزو ها

 

فرهنگ ستيزي  وزارت اطلاعات وفرهنگ

بنام خدا

فرهنگ ستيزي  وزارت اطلاعات وفرهنگ

نويسنده :محمد ميرزايي

شاه كاري هاي وزارت اطلاعات وفرهنگ پس ازآنيكه آقاي خرم مسئوليت آنرابعهده گرفته است اكثري ازفرهنگيان كشوررامتعجب ساخته وميتوان گفت كه تبديل به يك اداره ضدفرهنگ ،ضدارزش هاي فرهنگي ومتقابلابه يك داره اي  ترويج دهنده بي فرهنگي تبديل گرديده است كه بجاي آماده كردن زمينه هاي رشد ،پويايي وشكوفايي فرهنگ برعكس درتلاش تضعيف  وازبين بردن ارزش هاي فرهنگي  وازبين بردن اصول وقواعد كه يك فرهنگ درقالب آن ميتواند روند تكاملي خودرابشكل نورمال طي نمايد ميباشد.

ازشاه كاري  هاي ا ين وزارت بگونه نمونه ميتوان موارد چون تخطي  ازقانون ر سانه ها ،تغيرنام نگارستان ملي به گالري ملي وبركناري يك خبرنگارراديوتلويزيون مزارشريف ازوظيفه اش بجرم گفتن واژه دانشگاه بجاي(پوهنتون)اسم برد.

اين اقدامات وزارت اطلاعات وفرهنگ درحالي صورت ميگيرد ودرآينده نيزخواهند صورت گرفت كه هيچ دست آوردي درهيچ نقطه اي ازجغرافياي فرهنگ كشورنداشته است،نميداشته باشد وباوجودآقاي خرم در اين پست درآينده نيزنخواهندداشت.

دلايل اينكه چراوزارت اطلاعات وفرهنگ واژه هاي مانند نهادهاي  سياسي،نگارستان،دانشگاه وصدها واژه ديگررادرجغرافياي حقوقي  ،ادبي وفرهنگي كشورافغانستان بيگانه وناآشناميداند وهركس آنهارابه زبان بياورندمجرم پنداشته ميشود.وبجاي  آنها واژه هاي زيبا،مقبول ومأنوس درجغرافيايي  فرهنگي كشورمثل «گالري»راجاي  گزين منمايد مهم  به نظرميرسند.

برخي ازآگاهان بدين باورند  كه گروه كاري آقاي كرزي  با توجه به نا كامي هاوناكارآمدي   ها درعرصه  هاي   مختلف چون تأمين امنيت،كنترل نرخ ها،تأمين  عدالت اجتماعي،بازسازي، زدودن فسادورشوه ستاني ازادارات دولتي وغيره مسايل بحدكافي ووافي ا عتبارخودراازدست داده وعدم توانايي خودرادربهبود امورونهايت درجه بي كفايتي  خودراعملاًبه اثبات  رسانده است واكنون فردفرد ملت افغانستان اين موضوع  راميداند وبه  هيچ  وجه ازاين گروه كاري واعضاي آن پشتيباني   نميكند ،اين درحاليست كه بيش ازيكسال به انتخابات رياست جمهوري باقي نمانده بناً حكومت ميخواهند ازطريق اشخاص  مثل عبدالكريم خرم وزيراطلاعات وضد فرهنگ  درتلاش  تفرقه افكني  هاي ازنوع زباني ،سمتي ،قومي وفرقه اي است تابتواندفضاراطوري آماده سازد كه درآينده ازاين آب گل آلود به نفع خودماهي بگيردودوباره قدرت را مانند گذشته هاي دوربدست بياورد.

امانويسنده به اين عقيده است كه اين اقداما ت وزارت اطلاعات وفرهنگ بامشوره يك حلقه خاص  دردرون حكومت  كه هنوزدرخواب وخيال دوره دوصد ساله بسرميبرند وبراي  نبود ظلم واستبداد درحال حاضرآنگونه كه دردوصدسال گذشته برفرهنگ ،زبان وعنعنات اقليت ها رواداشته شده است رشك ميبرند وحسد ميورزند ،صورت گرفته وعطش بيش ازحد  دولت مداران را به قدرت نشان ميدهد كه  با سكوت   وبي تفاوت بودن روشن فكران،دانشجويان آگاه ومسئول،قلم بدستان رسالتمند وفرهنگيان فرهنگ دوست ادامه خواهند يافت  ،پرواضيح  است كه تصميمات وزارت اطلاعات وضد فرهنگ واقدامات غيرمنطقي آن  فرهنگ ستيزي وجنگ عليه زبان دري است،درپي نابود كردن زبان مادري كتله اي بزرگ ازمردم افغانستان وزبان مولانا ها وسنايي ها وحافظ وسعدي و... مانند گذشته هابرآمده كه خواب است وخيال است وديوانگي  .شايد وزارت اطلاعات وفرهنگ وحلقه اي خاص مشورت دهنده ان  ميخواهند ازاين طرق كمكي به زبان پشتو كرده باشد ودرجهت توسعه وگسترش آن گام بردارد البته به زعم خودشان ،ولي متأسفانه بايد گفت سخت دراشتباه اند وراه كه انتخاب كرده است نهايتش  تركستان خواهند بود .درهيچ جاي دنيا زبان وفرهنگ ها باتحميل به زورپذيرفته نشده است برعكس  هميشه تحميل بگونه اي طبيعي دربرابرخود، خواهي  نخواهي مقاومت ايجاد كرده و اين مقاومت سدراه پشرفت وپويايي وگسترش  زبان وفرهنگ تحميلي گرديده است كه اين نكته نبايدهيچ وقت فراموش گردد .براي رسيد ن به اهداف( هرهدفي كه باشد) بايد ازراه هاي معقول ومؤثررفت . دراخيرخطاب به تواي ادبيات شناس پشتوزبان واي قلم بدست دري زبان كه دراين جغرافياي بنام افغانستا ن هموطن  هستيد ،دردمشترك داريد،دشمن مشترك داريدوبلاخره سرنوشت مشترك ما وشما رابه يكسوميكشاند بيائيد باموضوعات سليقه اي  وباپيش  داوري هاي  كه مبناي قومي،سمتي،مذهبي وزباني دارد برخورد نكنيم بلكه واقعيت هارابگويم وبنويسيم  آياواقعاً واژه هاي مانند نگارستا ن دانشگاه وامثال اين ها بيگانه هست ؟ آيا حقيقتاًواژه «گالري»وهمانند آن آشنا ومأنوس است؟ آيا اين همه صراحتاًنقض مواد قانون اساسي   كشورنيست؟ چرافراموش ميكنيد كه بخاطرهمين مسائل توسط دشمنان اين جغرافيا به جان هم افتاديم ودمارازروزگارهمديگركشيديم.

  

 

حج

بنام حق

حج تبلورجامعه ای توحیدی

نویسنده :محمد میرزایی

مسلمانان جهان ازسراسردنیا هرسال درحدود سه ملیون نفر درمکه ای مکرمه گردهم میآیند وبه انجام مناسک حج میپردازند،این برنامه  که درماه ذیحجة الحرام انجام میگیرد ازبزرگترین گردهمایی مذهبی دراسلام وبین مسلما نان بشمار میرود به آنگونه که امسال هم بیش ازسه ملیون حاجی  ازگوشه  های دنیابرای اجرا ی مراسم حج به عربستان تشریف بردند واین فریضه را انجام دادند. در این مقاله تلاش ما این است که اعما ل وحرکات موجود در این مراسم را به تحلیل بیگریم  نه ازنظرفقهی آن بلکه به عنوان یک برداشت اجتماعی وگرفتن یک مفهوم از حج که ممکن است به نظربعضی ها نادرست آید. بهر صورت هرحرکت و عملی که دراین مراسم به اجرا گذاشته میشود دارای مفهوم عمیق بازبان رمزاست که بدان پرداخته میشود.حج به مفهوم قصد کردن ،آهنگ کردن وعزم حرکت کردن ،عزم چه وحرکت به کدام طرف؟عزم وقصد ی حرکت به سوی خدا«والی الله المصیر» ومناسک جمع نسک بمعنای پارسایی،بنده گی ،تواضع،پرستش ،ریاضت،خشوع دربرابرخداوند وآنچه انسان را به اونزدیک میسازد،براه  درست وروشن  زیبا رفبن وبه رفتن ادامه دادن،وانسا ن ناسک بمعنای انسان پرستنده وپارسا وارض ناسک یعنی زمینی که میشناسیم و دل وجان به آن ا نس دارد ونسبت به آن اظها رشوق وعلاقه میکند. حرکات واعمال که این مناسک را تشکیل میدهد در دو بخش میشود آنها را تقسیم کرد ، حج کوچک(عمره) که ازمیقات شروع میشود وبعد ازطواف ،سعی صفاومروه وحلق وتقصیربه پایان میرسد وحج بزرگ (اکبر)که با ترک خانه کعبه آغازمیشود وبا عرفات ورمی جمرات جریان پیدا میکند.از بین این ها میقات وطواف را بیشتر توضیح میدهیم : حاجی در میقات چه کارمیکنداگردقت کنیم درمیقات حاجی باید احرامی دربرکند یعنی کفن بپوشد ودرحقیقت مرگ راتجربه مینماید یک نوع مرگی که نفس میکشد ویکنوع مردنی که زنده هست ،البته باکندن لباس قبلی ازجان،  برای چه ؟ جواب این سوال را یکی از اندیشمندان بزرگ دکتر علی شریعتی چنین ارائیه میکند«وتو که آهنگ خدا کرده ای ،واکنون به میقات آمدای ،باید لباس عوض کنی.لباس!آنچه تورا ،توی آدم بودن پیچیده ،پوشیده ،که لباس آدم رامیپوشد وچه دروغ بزرگی که آدم لباس رامیپوشد!آدم بون آدم مخفی میشود،درجامه گرگ،روباه،میش ویا موش خودنمایی میکند .لباس یک فریب است،حجاب است ،نمود است،رمز است،درجه است،عنوان است وامتیاز این حجاب ،نمود ،رمز،درجه وعنوان را درمیقات بریزوکفن بپوش ورنگ هارا همه بشوی وبه رنگ همه شو،ذره ای شو ودرآمیز باذره ها،ووجودی شوکه عدم خویش رااحساس میکند ویابرعکس»پوشندن احرامی درمیقات یعنی گذشتن ازتمام تشخص های نژادی، قومی،تباری،خانوادگی،علمی،فقهی وشخصیتی باعوض کردن لباس نه تنها لباس بلکه همان گونه که لباس سپید میپوشی باید خودرایعنی فکروجان ودل خودرا نیز سپید کنی وهمه ای تعصبات راکناربگذاری ،چون توآهنگ خدا کرده ای واین مشخصه ها پیش اوبقدری یک برگ کاهی هم ارزشی  ندارد او وحدت ویکرنگی رادوست دارد«گرسپیدی یاسیاهی باخدایک رنگ باش ♠ چون دورنگی دربرخلاق یکتا مشکل است» طواف :به مفهوم گردش برگرد یک نقطه ای ثابت یعنی کعبه ،درطواف ، کعبه  مانند خورشید است وحجاج هریک ستاره ی، که درفلک خویش  دایره واربرگرد آن میچرخند .درکل طواف یعنی ثبات،حرکت ونظم. تجسمی ازیک منظومه یاتمام جهان که خدا قلب آن است ویامحوروجودآن وتودراین منظومه چه درکعبه وچه درعالم یک ذره ای وهمیشه درحال حرکت. آنچه درطواف خیلی جلب توجه میکند واحد بودن جهت است،واحد بودن رنگ است،وواحدبودن محوری که بردور آن گردش صورت میگیردبرای گردش کننده گان هیچ مشخصه ونشانه ای که یکی از دیگررامتمایزکنندوجودندارد دراین جامجتههدجامع اشرایط،شیخ الحدیث توانا،مولوی بزرگ،دکترای علوم سیاسی،رئیس جمهور،استاددانشگاه،آموزگارمکتب،دهقان وچوپان بیابانگردازهم تفکیک نمیشود.دراین جاست که میتوانیم مردم رابه عنوان انسان ببینیم برخوردارازارزشهای برابر،این جاست که باید مردوزن نبینید،این وآن نبینیدواحساس من وتورادراحساس(ما)نابودشده پیداکنید.به باوربعضی ازنویسنده گان جامعه ی که اسلام میخواهند بناکندواتوپیای که درنظردارندجامعه توحیدی است که نمونه آنرادرموسم حج مسلمانان به نمایش میگذارند.اسلام میخواهند جامعه ای ایجادشودکه اعضای آن دریک جهت حرکت کند،برتری هاورنگ هادرآن به وحدت رسیده باشدوهمه دربرابرهم برابرباشند،جامعه ای که بین زن ومردهیچ تفاوت وجونداشته باشدآنگونه که در اجرای اعمال حج فرقی وجوندارد بلکه همه به عنوان انسان ومردم وخلق الله درپیش خداوند ازارزش مساوی وبرابربرخورداراند. جامعه ایکه مجتهد بخاطردانستن علم فقه وشیخ الحدیث بخاطرتخصص دراحادیث تقدس پیدانکند ،واستاددانشگاه بخاطردانستن علوم روزبردیگران فخرفروشی وبرتری جویی نکند.رئیس جمهورویاشاه بخاطرمقام اش خودرالایق تعظیم نداندوسرمایه داران بخاطرپولشان ازعزت وآبروی برتروبیشترازدیگران برخوردارنباشد وفقرابخاطرنداشتن ثروت وسرمایه تحقیروتوهین رانپذیردومجبوربه تعظیم وبزرگداشتن صاحبان زور،زروتذویرنگردد.خلاصه جامعه ای که افرادآنرا زورگویان گرگ صفت،تذویرگران وشیطانهای مانند روباه،پول وثروت پرستان همانند موش سکه پرست وظلم شده گان وستم دیده گان بی شعوری گوسفند مانند تشکیل ندهند. درمراسم حج هرعملی که انجام میگیرد هرحرکت ووقوف که انتخاب شده همه درزبان رمزاست وهرکدام مفهوم خاص وعمیق داردمثلاًسعی به مفهوم تلاش برای زنده گی،حلق وتقصیررسیده گی به سروصورت خود،عرفات یعنی جائیکه شناخت درپرتو روشنایی افتاب تکمیل گرددوحرکت اگاهانه باشد،مشعر نمونه ای برای رشد شعوروفهم درتاریکی شب،بعد ازآن رمی جمره اول یعنی جنگ باشیطان بعدازکامل شدن شعورودرروشنای شناخت ازواقعیت ها،قربانی یعنی گذشتن ازبهترین چیزی خود درراه خدا وخلق او بخاطررضای او که بهترین چیزبرای ابراهیم درسالهای آخرعمرش اسماعیل یگانه فرزند اوبودوبرای تو حاجی! عزیز ترین چیزممکین است عزت باشد،آبروباشد،علاقه به زن باشد،یاپول وثروت باشد هرچیزیکه باشد آنرا تصورکن وبصورت یک گوسفند ذبح کن وعهد کن اگر عزیزترین ارزش درزنده گی ات درتضاد بارضای خالق قرارگرفت ازآن میگذری وروی این ضرب المثل «گرنشوی رسوا همرنگ خلایق باش»خط بطلان میکشی وبعد ازآن دوجمره وسطی وعقبی رانیزباید انجام دهی چون شیطان به صورت های مختلف برسری راه تو میآید گاهی درچهره زر وگاهی درچهره ای زوروگاهی هم درچهره تذویرولی تو حاجی باید آماده گی مقابله با آنراداشته باشی درهرچهره ای که ظاهرشود آنرابشناسی وازپادرآوری ویک آن هم ازدوباره زنده شدن آن غفلت نکنی . دریک بررسی کلی ازبرنامه های حج دریافته میشود که پیام دهنده ای ارزش های بزرگی انسانی ،معنوی ومادی است که درتما م ابعاد زندگی انسانها توجه گردیده جامعه ای توحیدی اسلامی که حج بیانگرآن است تنها خلاصه نمیشود به یک رنگی درلباس وجهت حرکت بلکه سعی برای زنگی مادی درقالب سعی صفاومروه تبلورپیداکرده ونشاندهنده توجه به نیازهای مادی زندگی است هم چنان برای علم ارزش فوق العاده قایل گردیده که عرفات به صراحت آنرابیان میکند ،توجه به فهم شعور،مبارزه باظلم واستبداد جباران ،تذویر گران وحیله گران درقالب رمی جمرات یعنی جنگ ومبارزه با مجسمه های تثلیث (شیطان) ازارزش های است که درحج توجه گردیده وبدون شک از ارزش های والا درجامعه ای توحیدی اسلامی نیز به شما رمیروند .درنهایت همه ای این ارزشها درنبودعشق بدون مفهوم است که قربانی درمینا عشق راداد میکشد. اما!!!اینکه مسلمانان چقدرحج رادرک کرده ودرزندگی عملی خود ازآن الگوبرداری کرده وآن ارزش هاراواقعیت بخشیده است؟؟؟؟؟؟

شعر ازمحمد شريف سعدي

بنام خدا

 

هما

برشانه هما سبد پر زاناراست

هما چقدر سبز !چه اندازه بهاراست

مي آيد از آن سوي خيالات خيابان

درذهن خيابان چقدرسرووچناراست

مي آيد وميچكد از طرز خرامش

با هرقد مش راه، دوسه جرعه خمار است

زير لب اوزمزمه روشن يك شوق

درحنجره اش تابش يك باغچه ساراست

رخسارگل انداخته اش رشك گل سرخ

رنگ لب او حسرت گل هاي اناراست

رد ميشود وعاشق دلتنگ ،شكسته است

آرامش صد آئينه با سنگ دچار است

 

 

نويسنده:محمد ميرزايي

بنام خدا

ريشه هاي ناامني ها واثرات ناگوارآن

امنيت

    امنيت اساس يك زندگي آرام ومطمئين است كه متأسفانه دركشورما، مردم از اين نعمت بطور كامل برخوردارنيست ودراين ساحه بامشكلات زيادي روبروهست .مسئله امنيت از سال 80به اين طرف مورد توجه بوده ودراين اواخر بيش از گذشته به چالش كشيده شده است بگونه اي كه نقاط مختلف كشور هر از گاهي شاهد انفجارها وحملات انتحاري خونين درشمال ،جنوب وشرق ميباشد كه قربانيان اين حملات را غير نظاميان مخصوصاًكودكان و زنان تشكيل ميدهند .آنچه از رسانه ها شنيده ميشود درسال جاري بيش از هزران غير نظامي دراثر حملات انتحاري وانفجارها جان هاي شان را از دست داده اند ويا زخم برداشته اند .برعلاوه بعضي از ولسوالي ها درولايات هلمند،كندهار وفراه درطول سال جاري بين گروه طالبان والقاعده ونيروهاي دولتي افغان وناتو دست بدست شده اند، كه دراثر اين جنگ ها نيز تعدادي زيادي از هموطنان غير نظامي ما يا به قتل رسيده اند ويا هم مجبور به ترك خانه هاي شان گرديده است .

مزيد بر اين دربدري هاچند مورداختطاف وقتل تجاران وسرمايه گذاران نيز دربعضي نقاط كشور اتفاق افتاده كه بيش از هر چيز ديگر تجاران وسرمايه گذاران رابه وحشت واحساس ناامني انداخته است.

اين نابساماني ها دست بدست هم داده امنيت وثبات رادركشور باچالش جدي روبرو ساخته كه باعث نگراني مردم ،مقامات حكومتي ،اعضاي پارلمان وجامعه جهاني گرديده است حالاسوال اين است كه ريشه اي اين ناامني ها دركجاست ؟وچرا دولت ما هنوز موفق به تأمين امنيت شهروندان نگرديده است؟ودرنهايت ادامه اي ناامني ها چه تأثيرات بالاي كشورخواهند داشت ؟ صاحب نظران وتحليل گران بدين عقيده اند كه ناامني هاي موجود دركشور عوامل مختلف وسبب هاي گوناگون دارد كه درذيل به بعضي از آنها اشاره ميشود.

1- يكي از چالش هاي عمده برسر راه تأمين امنيت وثبات   كشت ،پروسيس وقاچاق مواد مخدراست كه قاچاقبران ومافيا ازاين طريق پول ،اسلحه وامكانات براي اخلال امنيت بدست ميآورند.

2- عامل ديگري كه دررشد ناامني ودوام آن بسيار موثر عمل مينمايد فقر اقتصادي وشرايط ناگوار زندگي است كه يك تعداد را مجبوربه داخل شدن درحلقات تروريستي وآماده شدن براي حملات انتحاري وكشت وقاچاق مواد مخدر ميسازد تا ازاين طريق يك لقمه نان بدست آورد وخانواده خودرا از مرگ نجات بخشند .

3- بد عمل كردن نيروها ي حافظ صلح به رهبري ايالات متحده نيز ازجمله سبب هاي دوام وگسترش ناامني ها به شمارميرود چنانچه كه درگذشته شاهد بوديم وهستيم كه به اثر بمباران بعضي مناطق توسط اين نيروها وعدم هماهنگي آنها با نيروهاي دولتي افغان، تعدادي زيادي از غيرنظاميان ،زنان وكودكان بي گناه به قتل رسيدند واين  عمل باعث نارضايتي مردم ودرنهايت سبب پيوستن آنها به صف مخالفين دولت مي گردند  واگر بازهم تكرار شود طبيعي است كه براي دشمنان زمينه رافراهم مينمايد ومردم نسبت به قواي خارجي ديد ديگري پيداميكند كه به نفع آنها وافغانستان نيست.

4- قرارگرفتن افراد واشخاص بي كفايت ومواجه با سوأمديريت بخاطرطرز تفكرهاي خاص ومراعات بعضي مصلحت هاي فردي وگروهي دررأس ادارات وارگان هاي امنيتي به خصوص وزارت داخله (كشور)وپائين ترازآن درسطح واليان وقوماندانان امنيه نيز ازجمله عوامل عدم برقراري ثبات واستقرار امنيت تاحالابه شمارميرود.

5- مهمترازهمه اين است كه درافغانستان چه دولت وچه نيروهاي خارجي صرف امنيت وثبات رادربعدجنگي آن محدود كرده است درحاليكه تأمين امنيت صرف باجنگ ممكين نيست بلكه بايد ابعاد سياسي ،اجتماعي ،اقتصادي وفرهنگي آن مورد مطالعه دقيق قرارگيرد ويك تعريف درست ،جامع وعلمي از آن ارائيه گردد.بعد از آن درتما ابعاد نامبرده برنامه ريزي صورت گيرد وطبق طرح وبرنامه اي مشخص ومعين وباصداقت وتعهد دربرابرمردم وملت درراستاي تأمين ثبات گام برداشته شود .اين ها مشكلات است كه تا حالا برسرراه برقرار ي ثبات وامنيت وجودداشته ومانع رسيدن كشور به يك وضع مطلوب ازنظرامنيتي گرديده است .بعضي از تحليل گران عامل ديگري را نيز بدين ها ميافزايد وآن عبارت ازعدم صداقت وراستي غربي ها وبخصوص ايالات متحده امريكا درقبال افغاستان است .اين صاحب نظران بدين باوراند كه ايالات متحده نيت بوجودآمدن يك افغانستان برخورداراز ثبات كامل راندارد وآنرادرتضاد با منافع سياسي واقتصادي خود ميداند بناًبه شكل مخفيانه وغير مستقيم اين ناامني ها رادامن ميزند .

درپاسخ اين كه ادامه اي ناامني ها  چه تأثيرات ميتواندبرسرنوشت كشور داشته باشد بايد گفت كه خيلي واضيح وروشن است كه باانفجارهربمب ويا هرحمله انتحاري مليون ها سرمايه اي كه قراراست درافغانستان سرمايه گذاري شود وداخل افغانستان بيايد متوقف ميگردد برعلاوه مليون ها افغاني از داخل نيز به بيرون فرارميكند ،فاصله بين دولت ومردم هرروز بيشترميگردد وباعث تقويت دشمنان افغانستان وآب انداختن به آسياب آنها از اثرات ديگري است كه ادامه ناامني ها بدنبال خواهم آورد.درنهايت ادامه اي بي ثباتي تغيرذهنيت جامعه جهاني وكشورهاي كمك كننده افغانستان درجهت منفي است كه درشرايط فعلي با وضعيت اقتصادي واجتماعي موجود درداخل افغانستان بسيار بحران زا به نظرميرسد.  

 

غم

غم

نويسنده:وهاب آزاد

من آن مرغم كه صدزخمي بدل از دوستان دارم

من آن مادري كه داغ طفلي، نوجوان دارم

من آن مردپيرهستم كه ،كه آتش درنهان دارم

من آن طفلم كه صدها گله ازاين آسمان دارم

منم آن دختري نازي كه دراين كوچه هاي غم             

ميان زندگي ومرگ هرروز امتحان دارم

منم آن كورناداني كه مغزم مخزني درد است

ولي بااين همه درد بازقلب شادمان دارم

به روي درد ميخندم به چشمش چشم ميدوزم

اودوست نازنينم هست به اومن اطمينان دارم

بدرآيد ،بگويد دوست تنهايي كه من آيم  

بگويم زودآ،اي دوست،كه من آروزوي تان دارم

ببوسم روي غم راوسرم درشانه اش مانم 

بگويم گوش كن جانا ،كه من صد داستان دارم

دراين دنيا كه دايم مطلب از هرسينه ميبارد

خوشا برمن كه چون تودوست نازومهربان دارم

 

وضعیت زراعت

وضعیت زراعت ومالداری درافغانستان

نویسنده:عبدالواحد(توفیق)

انسان ها ازبدو تولد تا امروز به اشیای مختلف نیاز داشتند که این نیاز باعث پشرفت وترقی انسانها درعرصه های مختلف مخصوصاً درقسمت ساینس وتکنالوجی گردیده اند اما یک نیاز مبرم که همواره انسانها برای مرفوع آن مجبوربوده نیاز به مواد غذایی است.

انسانهای اولیه با استفاده از گیاهان وگوشت حیوانات به زندگی ادامه میدادند واین نیاز رارفع می ساخت که باگذشت زمان انسانها کم کم به استفاده خوبتروبهتراز مواد اولیه پرداختند که این عمل باعث گردید تا انسانها به کشت وپرورش گیاهان وتربیه حیوانات شروع کنند وهمچنان افزایش نفوس بشر ونیاز بیشتر آنها به مواد غذایی  کشورهای مختلف راوادار ساختند تا دست به مکانیزه و مدرنیزه ساختن زراعت بزنند واز شعار«یکی ازراهای بلند بردن سطح محصول وکیفیت محصول میکانیزه کردن ومدرنیزه ساختن زراعت می باشد»پیروی نمایندکه هدف اساسی آن استفاده درست از ماشین های زراعتی در سه مرحله زرع نبات(کاشت،داشت وبرداشت) می باشد.

  اما درافغانستان که زراعت یکی ازاسا سی ترین رکن انکشاف اقتصادملی محسوب می گردد.هیچگونه توجه از طرف دولت و موسیسات صورت نگرفته با توجه به اینکه هشتاد فیصد مردم افغانستان ازطریق زراعت امرار حیات می نمایند وسالانه مقدار ناچیز محصول رابا استفاه از روش های سنتی بدست می آورند و این امر باعث گردیده تااز نیروی انسانی بشتر استفاده صورت گیرد ودر اکثر موارد باعث پائین آمدن سطح تولیدو محصولات گردد.باید یاد آورشدکه درافغانستان سکتور زراعت بیشتر در اطراف شهر هاودهات وقریه ها تمرکز یافته که بامشکلات عمده ای مثل عدم موجودیت ذخیره خانه ها و وسایل مجهز ترانسپورتی مواجه است واین مسئله باعث میگردد مقدار  زیادی از محصولات دهاقین سالانه ضایع گرددویابه قیمت مناسب به فروش نرسد.بروز امراض و افات زراعتی   ازمشکلات دیگری است که همواره محصولات زراعتی راموردحمله قرارمیدهدودهاقین را وادارمینماید که از کشت نباتاتی که حاصل مرغوبتر دارد ولی در مقابل امراض مقاومت ندارد صرف نظر نمایند و به جای آن نباتات کم حاصل ومقاوم راکشت نمایند.

اصلاح در نباتات برای بلند بردن محصول وجلو گیری از بروز امراض وآفات یک اصل پنداشته می شودکه در کشور های زراعتی روی این اصل به شکل اساسی کار می شود،اما در افغانستان روی این اصل بخاطرعدم  آگاهی دهاقین ونبود وسایل لازم توجه خاص صورت نگرفته ودهاقین بدون توجه به اصل مذکوردست به کشت متواتر یک نسل نبات میزنند که کاشت نباتات به شکل متواتر(بدون تناوب) باعث بوجود آوردن امراض گوناگون گردیده ومقدار محصول را پائین میآورد.باتوجه به به شرایط اقلیمی مناسب افغانستان برای باغداری متأسفانه باغداری فقط د ر بعضی نقاط بشکل محدودوابتدایی آن رواج داردوفرهنگ باغداری درقریه جات ودهات وجود ندارند.

تحقیقات علمی نشان داده که افغانستان در گذشته های طولانی پوشیده از جنگل هاو بته های انبوه بوده است. اما در طول دو دهه جنگ اکثر این جنگل هاازبین رفته که نابودی جنگلات باعث فرسایش آبی وبادی خاک گردیده وآینده زراعت را به خطر مواجه ساخته است.پس درنتجه افغانستان زمانی به یک کشور خود کفا وتوسعه یافته تبدیل خواهد شدکه سطح زمین زیر کشت افزایش داده شودومحصول فی واحد سطح زمین زراعتی بالابرده شود.

 

نوشته ي سيد مظفر حسيني

پيوست به گذشته

 

آزادي عقيده در اديان

 

 

آزادي عقيده در اديان يكي از بحث هاي جنجال برانگيزي است كه در طول تاريخ دانشمندان و علماي دين نتوانسته اند راه حل مناسبي درين زمينه برگزينند كه مقبول علماي همه ادوار واقع شود. منشأ اين اختلافات برميگردد به چگونگي فهم اين علما از دين و آثاري كه از پيامبران اين اديان باقي مانده است. در اين مبحث عقايد اديان را در مورد اين مقوله كه به انسان جان و جهت ميدهد، حركت و انقلاب در باورهايش به وجود ميآورد بيان كرده به تحليل ميگيريم. اميد است كه اين مقاله براي تنوير اذهان علاقه مندان مفيد واقع شود.

آزادي عقيده در اسلام:

منشأ عقايد مسلمانان در كل برگرفته از دو منبع كه عبارت از قرآن و سنت است ميباشد. در قرآن عظيم الشأن آيه هاي 108 سوره ي يونس، آيه ي 68 سوره ي انعام، 357 سوره ي بقره و 5 كافرون د رمورد آزادي عقيده بيان شده و از آنها نتيجه گيري ميشود كه خداوند به هيچ كس اين حق را اعطا نكرده كه آزادي ديگران را در انتخاب عقيده سلب كند، زيرا آزادي عقيده حسنه اي از حسنات عدالت است، تنها معجون شفا بخشي است كه هم از طعن دشمنان آن به سلامت بدر رود و هم زخم طالبان حريت به عدالت مرحم نهد.

عده ي كثيري بر اين باورند كه مصداق آيه هاي فوق الذكر كساني هستند كه خارج از دين باشند نه مسلمانان و دليل آنها موجوديت بحث ارتداد است كه در قرآن مطرح شده كه اين موضوع مقوله ي آزادي عقيده را در اسلام به چالش ميكشاند؛ پس بهتر است كه مفهوم قرآني ارتداد را بدانيم.

ارتداد از ردد گرفته شده كه معناي رجعت كردن و بازگشت را ميدهد و سوره هاي مائده آيه ي 54، بقره آيه ي 25-28، آل عمران آيه ي 100 و 144 و سوره ي نساء آيه ي 137 در مورد ارتداد و مرتد بيان شده كه از تمام آيه هاي فوق چنين استنباط ميشود، مرتد كسي است كه عقيده اي را با علم و آگاهي برميگزيند و بعد به خاطر هوا و هوس و با وجود ايمان به حقانيت آن راهي ديگر را برميگزيند.

موضوع مهم كه مطرح ميشود اين است كه اگر شخصي با تحقق شرايط فوق مرتد شود، حكم آن چه ميباشد؟ از اينجا دو ديدگاه به وجود آمده است.

 ديدگاه اول: اين است كه مرتد اصلاً نبايد مجازات دنيوي شود. دليل اين گروه آيه ي 217 سوره ي بقره ميباشد كه چنين آمده است: اگز كسي دين خود را رها كرده و به دين ديگري رجوع كند آتش جهنم در انتظار او ميباشد. هم چنان در آيه ي 138 سوره ي نساء بيان ميگردد « ان الذين آمنو ثم كفروا ثم آمنوا ثم كفروا ثم اذ داد و اكفرو لم يكن الله ليغفرو لهم و لا ليهديهم سبيلا » درين آيه حتي فردي كه ايمان ميآورد سپس كافر ميشود سپس ايمان ميآورد و باز كافر ( مرتد ) ميشود، سپس در كفرش پافشاري ميكند به مجازات مرگ تهديد نشده است، بلكه مجازات او به خداوند ارجاع داده شده و هم در مورد آن اشخاصي كه حضرت محمد ص، خلفاي راشدين و يا امامان حكم قتل آنها را صادر و يا مجازات ديگري در نظر گرفته اند، تنها به علت ارتداد نبوده، بلكه دلايل ديگري مثل تحريف قرآن، جاسوسي، بهم زدن نظم و امنيت و حفظ حكومت نوپاي اسلام نيز داشته است.

به عقيده ي اينها مجازاتي كه از جانب پيغمبر اسلام و ديگر علماي اسلامي صادر شده، جنبه ي سياسي داشته نه حكم ديني. پس بنا بر دلايل فوق الذكر بنا بر اعتقاد اين گروه، مطرح بودن ارتداد در قرآن هيچ نوع مانعي در مقابل آزادي عقيده نميباشد.

ديدگاه دوم: اين گروه عقيده خودشان را چنين بيان ميدارند. مرتد در جامعه حكم غده ي سرطاني را دارد و اين غده ي سرطاني بايد از بين برده شود. استناد به اين حديث ميكنند كه توسط تعدادي صحابه روايت شده است؛ مثلاً ابن عباس « من بدل دينه فاقتلوه » را از پيامبر اسلام ص روايت نموده است. ابن مسعود از پيامبر ص روايت كرده است: ريختن خون مسلمانان جايز نيست مگر در سه حالت : نفس در مقابل نفس، كسي كه دينش را ترك گويد و زنا كاري كه همسر اختيار كند.

ابوموسي و معاذ حكم كشتن يهودي را كه در يمن اسلام آورده بود، بعد مرتد شد، تنفيذ نموده گفت: اين حكم خدا و رسولش است. از ابي عمر شيباني روايت شده كه «مستورد عجلي» بعد از مسلمان شدن كفر اختيار نمود. «عتبه بن فرقد» او را نزد حضرت علي فرستاد و حضرت از او خواست توبه كند ولي او توبه نكرد، پس او را كشت. علاوه بر دلايل فوق الذكر مهم ترين دليل ديگري كه مطرح ميكنند توجه داشتن به مصالح اسلامي ميباشد كه با بستن در آزادي عقيده  آن حفظ خواهد شد.

بنده با ديد ناقصي كه نسبت به موضوعات ديني دارم اذعان ميدارم كه قضاوت و ارجعيت دادن يكي از دو ديدگاه و مقرون دانستن يكي آنها به حقيقت، كاري بس مشكل ميباشد. اما اين دو ديدگاه، سؤالاتي در اذهان ما خلق ميكنند؛ مانند اينكه امروزه با توجه به واقعيت هاي جهان؛ خصوصاً شرايط كشورهاي اسلامي، مصلحت ها در نظر گرفته شود و يا حقيقت ها و واقعيتهاي ديني؟ و يا آيا با محدوديتهايي كه در پيش پاي حق آزادي عقيده ايجاد ميكنند، حقيقتها روشن خواهد شد و يا خير؟ و يا دينداري حق است و يا تكليف و يا آيا دين را با شمشير ميتوان در اعماق قلبها جايگزين كرد؟ و يا آيا دين هدف است و يا وسيله ي براي رسيدن به هدف و در پايان آيا تنها راه رسيدن به هدف دين است و يا راه هاي ديگري نيز وجود دارد و يك محقق واقعي كه بدنبال حق و حقانيت است. در نتيجه ي تحقيقات خود به دين و آئين ديگري خواهد.

 

ادامه دارد...

نویسنده: هما ولی زاده دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات

بنام خدا

دخالت دولت درامور اقتصادی

دریک کشور هیچگاه دولت نمیتواند از فعالیت های اقتصادی وکنترول ونظارت در امور اقتصادی اجتناب ورزد حتی درکشورهای که الگو، لیبرالیسم اقتصادی هسستند باز هم دولت برای مداخله وتحت کنترول نگهداشتن اقتصاداز خودش فعالیت های را بمرحله اجرا میگذارد بنا ًروشهای را که بطور کل یک دولت میتوانند برای تأثیر گذاری و کنترول  در اقتصاد ونظام اقتصادی داشته باشد  بصورت خلاصه میتوان قرار ذیل بر شمرد :

1- نقش قانون گذاری : مهمترین عامل فعالیت های سالم اقتصادی ،بستری حقوقی است که درآن حقوق مالکیت وطرز اعمال این حقوق تعین میشود ،وقتی فردی کالای را مصرف میکند ، این کار وی ناشی از حق تصرف درمایملک است همین طور،وقتی آن کالاراباکالای دیگری مبادله میکند ،درواقع حق مالکیت وبهره برداری خویش را مبادله میکند حق مالکیت قدرت قانونی استفاده از یک ملک یا مال یا منافع آن است.تعین همین قانون قطعاًبر عهده فرداست وساز وکاربازار بدون وجود قبلی مجموعه ای از مناسبات قانونی ممکین نیست .

علاوه بر تعین بسترهای اولیه مثل قانون گذاری برای حقوق مالکیت وتأمین نظم وامنیت دولت به انگیزهای زیر دست به وضع قانون میزند :

الف- برای سامان دهی به رفتار بنگاه های اقتصادی به جهت جلوگیری از آثار صنعتی قدرت بازاری انحصارهای چند جانبه وامتیاز طلبی  مثل قوانین ضد انحصار .

ب-برای جلوگیری از آثار صنعتی خارجی ناشی ازفعالیت های اقتصادی وتصحیح آنها ،مانند قوانین حفظ محیط زیست .

ج-برای بهبود در جریان نا رسایی های اطلاعاتی ،مثل وقتیکه مصرف کننده از مشخصات کالا یا خدمت مهمی اطلاع کافی ندارد یاکارگران از آثارو شرایط کاری بی اطلاع هستند وخطرفریب وجوددارد ،تعین استندارد هادر تولید ومصرف دارو ،یا شرایط بهداشت کار از این قبیل است .

د-برای بهبود توزیع درآمد مانند قانون مالک ومستأجر در جهت جلوگیری از تخلیه مورد اجاره به دست مالک .

ه-برای حفظ کیفیت های مطلوب اجتماعی وهنجاری ،مثل وقتیکه دولت مصرف برخی از خدمات یا کالا هارا ضروری اعلان میکند (مانند تحصیلات اجباری یا مصئون سازی در برابر بیماری های واگیر توسط واکسین و.......)یا تولید ومصرف برخی  دیگر را ممنوع یا محدود میسازد (مانند ممنوعیت تولید وفروش مشروبات الکلی ،موادمخدر ومحدودیت برنامه های تلویزیونی وشبکه های اینتر نیتی ومطبوعات ).

2-نقش ثبات بخشی :سیاست گذاری در انواع نظام های مردم سالار معمولاً به دست قوه مجریه انجام میشود سیاست گذاری ، کاری شبه قانون گذاری است با بااین تفاوت که قانون گذاری حاصل فرایندی طولانی تر دربخش عمومی ومعمولاًکار مشترک قوای مجریه وقوه مقننه است . امادراینجا هدف کمی متفاوت است .سیاست گذاری چنانکه خواهیم دید برای مقابله  بابی ثباتی های کلان ناشی از عملکرد بازاراست .دراین مقابله سرعت عمل اهمیت بسیار دارد ،به همین دلیل معمولاًسیاست گذاری در فرایند کوتاهتر وبه دست دولت (قوه مجریه)صورت میگیرد .وعمر این گونه مقررات معمولاًکوتاه تر ازقوانین است .

از جمله بیکاری یا نوسانات شدید قیمت هااز عوامل جابجایی نامناسب ثروت است ورکود وبیکاری عوامل تولید خود معمولاًباعث نابرابری بیشتردرآمد میشود ضمن آنکه نبود رشد مداوم ،هم معلول ناکار آیی وهم بخشی از علت انست .پس تأمین اشتغال بالا ثبات نسبی وقابل قبول قیمت ها ووضعیت مثبت تر ازواریدات وکمک های  خارجی  باید به عنوان هدفهای ضروری تلقی شوند .نظامهای اقتصادی وسرمایه داری نشان داده اند که چنین اهدافی به شکل خودکار تعین نمیشود .نظامهای اقتصادی وسرمایه داری نشان داده اند که چنین اهدافی به شکل خود کار تعین نمیشود بلکه تحقق آنهامحتاج انواع ازسیاست گذاری های دولت است .

وقتی تقاضاکننده ها زیادشوند قیمت هابیش ازتوان عرضه میشود یعنی موجب  افزایش قیمت ها میشود که اینجا ضرورت به سیاست ها ی انقباضی است یعنی اینکه دولت وقتی متوجه میشود که عرضه ثابت است ودر مقابل تمامی نیروهای انسانی وماشینی به کارنیاز دارند وپول هم در دست دارند بناًباعث میشود که به قیمت زیاد کالا عرضه شده را بخرند در اینجا کدام دست نا مرئی وجود ندارد که اقتصاد را به نقطه تعادل برساند بناًاقدامات اقتصادی دولت برای ثبات بخشی به اقتصاد ضروری است که این هدف باابزارپولی ومالی تعقیب (ابزار پولی یعنی باکنترولی که دولت از طریق بانک مرکزی خوددر امور بازار دارد همیشه سعی میکند قیمت ها درتناسب با عرضه وتقاضای که موجود است در حالت تعادل باشد وابزار مالی میتواند دولت از طرق افزایش وکاهش مالیات برمردم )وباعث میشود که قیمت هارادربازار کنترول کند . البته چنان نیست که اقدامات ثبات بخشی دولتها بدون هزینه باشد وهمواره توانسته باشد مشکلات بازار راجبران نماید .ولی دولت با هدف گذاری عرضه پول ،تغیر نرخ بهره ،تعدیل تعرفه ها ونرخ ارز، تغیر هزینه کل دولتی یا مالیات ها (بودجه)میکوشد ثبات را در اقتصاد بوجود آورد.ووقتی بی ثباتی بین عرضه وتقاضا بوجود آید سبب بیکاری وتورم میشود وهم چنین بخاطروابستگی  تقابل فزاینده در صحنه بین الملل ،ممکن است نیروهای برهم زننده ثبات از کشوری به کشور دیگر منتقل شود ووضعیت راپیچیده تر ودشوارسازد.

3-نقش تخصیصی :دولت در موارد متعددی در تخصیص منابع نقش بازی میکند چون دراین موارد بازار ناتوان از تخصیص بهتر عوامل تولید است .دولت در تخصیص وکنترول مالکیت مشاع سهم عمده دارد چنانچه دارایی های مشاع به دارای های گفته میشود که اعضای یک گروه از جامعه با کل جامعه به شکل مشترک تمامی ملک را مالک هستند ولی چون برای بهره برداری دارایی های مشاع هر فرد بشکل رایگان استفاده وتحت تأثیر انگیزه منافع شخصی علاقه استفاده بیشتر دارد ،عدم کنترول بهره برداری ازاین گونه دارایی ها معمولاًبه نابودی تدریجی آن منجر میشود مانند ماهی های دریا وغیره ،درکالای عمومی که مصرف یک عضواز ملک مشاع میتواند مانع بهره برداری همزمان عضودیگر شود ولی درکالاهای عمومی استفاده یک فرد مانع استفاده همزمان فرددیگری از جامعه از همان کالانیست .

دربخش دیگری که باید دولت دخالت کند کالای مختلط که آثارخارجی دارد میباشد چنانچه کالای خصوصی دارای آثار خارجی (مثبت یا منفی )را کالای مختلط گویند درمواردیکه مصرف یاتولید آنها درقدرت تولید یا مصرف دیگران اثر میگذارد وهمچنین درمواردیکه سبب اضرار به محیط زیست وجامعه انسانی میشود مانند گرد وغباریک فابریکه یاحمام .

4-نقش عدالت خواهانه :مواد قبلی که ذکر شد فقط میتواند مسایلی راچون عرضه وتقاضا دربرابر یکدیگر کنترول کند ولی جزأ تکمیل کننده آنهانقش عدالت خواهی دولت است یعنی باید دولت در توزیع درآمد عادلانه قضاوت کند وعدالت را درتقسیم درآمد مد نظربگیرد ودلیل آنهم برای جلوگیری از شکاف وتضاد طبقاتی دربین جامعه است مثلاًنمی گذارد که تولید یک کالا مخصوص رایک شرکت خصوصی درانحصارخودگیرد، یا بلند رفتن قیمت های کالا های وارد شده با اخذ مالیات بازهم درعرضه آنها به بازار دخالت دارد که از تقاضا کننده ها سوأاستفاده نشود .یعنی دولت باکار آیی خود تمام امور بازار رااگر بشکل مستقیم نمیشود بشکل غیر مستقیم هم که شده باید تنظیم کند منظور از کارآیی دولت این است تا پلانی را طرح کند که آسیبی به هیچ یک از طرفین نرساند وعادلانه باشد واز طرف دیگرمسئولیت که درقبال ملت دارد برآورده سازد بااداره وکنترول خود.

5-نقش هدایتگری :منظواز نقش هدایتگری دولت درامور اقتصادی باز این است که وقتی پلانی رابرای توزیع عادلانه درآمد بین طبقات طرح میکند اولاًباید جنبه هدایت گرایانه ورهنمایی کننده با حل تمامی مشکلات که قراراست برسرراه آنها بیاید بیان شود ودوم اینکه همچون اقتصاد از ارزشهای اخلاقی تأثیر پذیراست بناًنباید طوری هدایت کندکه تمامی سکتورهای عمومی وخصوصی راکه با تعهدات اخلاقی واز آنطریق در نتایج اقتصادی که ببار میآورد مغایرت داشته باشد. مثلاًوقتی از تجارمیخواهد که کالاهاراکه باسیاست دولتی مغایرت دارد وارید نکند ویااگر کالای دیگرراهم که واردمیکند چه نوع باشد باید امتیازی رابرای تجاردرنظربگیرد واز جانب دیگرکالاهای ضروری راکه باید وارد میشود وتجاراز وارد نمودن آنها به اساس تقاضا دولت ودرمقابل امتیاز امتناع نموده دراین قسمت دولت مکلف است که راه دیگری رابا کمک از متخصیصین اقتصادی پیداکنند برای مهیا کردن کالای وارد نشده ،درداخل کشور برای تقضا کننده گان .

بی تو

بی تو.....

فروزان توخی(اوبهی)دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات

بی تونشان از بوستان چیزی نمانده ست

زان روز های مهربان چیزی نمانده ست

زان روز های پرز روءیای بهاری

برکوچه های سد جان چیزی نمانده ست

جزرد پای ساکت خواب وخیالت

دریادمن جانم بردن چیزی نمانده ست

شب هم حضورش تیره وتاریک ووحشت

اندر خیال از تونشان چیزی نمانده ست

حالا میان حسرتم دیگر چه آیی ؟

جز این دل آتش فشان چیزی نمانده ست

یک زره ای شوق بهاری در روح من نیست

جزسایه ساراین خزان چیزی نمانده ست

 

در هر  صورت مردم قربانی میشو د!!!

در هر  صورت مردم قربانی میشو د!!!

نویسنده :محمد میرزایی 16-8-86

پانزده هم عقرب سال جاری در حین که یک هیئت پارلمان به ریاست سید مصطفی کاظمی رئیس کمیسیون اقتصاد ملی مجلس نماینده گان وسخن گوی جبهه ملی میخواست از فابریکه قند ولایت بغلان دیدن بعمل آورد آماج یک حمله انتحاری قرار گرفت که در آن بشمول شش نفر وکلای مجلس به گفته شاهدان  عینی بیش از نود نفر شاگردان مکاتب وموسفیدان محل به قتل رسیدند وتعدادی زیادی نیز زخم بر داشتند .  

بعد از سال 80وبوجود آمدن دولت موقت تا حالا این خونین ترین حمله ای انتحاری است که در افغانستان رخ داده اند. باوجود که ازاین قبیل حمله ها هرروز در کشور رخ میدهد این حادثه به باور یک تعداد از کار شناسان وآگاهان امور بعضی نکته ها وسوالات مبهم را در خود جای داده است که ذیلا ً بدان ها پرداخته میشود .

1-  یک نکته این این است که تاهنوز هیچکس وهیچ گروه مسئولیت این حمله رابدوش نگرفته وآنچه از رسانه ها شنیده میشود گروه طالبان والقاعده دست داشتن شانرا در این حمله مرگبار رد کرده است وگفته است که ما هیچ دخل وغرضی درحمله انتحاری بغلان نداشته ایم وآنرامحکوم مینمایم . ازین موضوع دو برداشت میتواند وجود داشته باشند یکی اینکه حرف طالبان را بپذیریم که آنها درست گفته باشد واین حادثه را یک توطئه بشماریم که در آصورت پای مخالفین جبهه ملی درمیان کشیده میشود وگمان میرود که آنها این عمل را بخاطر اهداف سیاسی انجام داده است چون مصطفی کاظمی در عین حالی که سخن گوی جبهه ملی بود ،یکی از پایه های اساسی واستوار که این جبهه برآن تکیه داشت نیز بشمار میرفت ودر راه بوجودآوردن این جبهه وسروسامان دادن آن تلاش های زیادی را انجام داده بود ودر تلاش های بیشتر نیز بود ودر نهایت هدف این جبهه را بدست آوردن قدرت واعمال حاکمیت آنطوریکه آنها میخواستند تشکیل میداد .

جبهه ملی با گذشت هرروز وپس از ناکامی های دولت در عرصئه های  مختلف بر هواداران وطرفداران خود می افزود وساحه فعالیت شان گسترده تر میشد واین امر باعث شد که بعضی گمانه زنی ها به نفع آنها صورت گیرد واحتمال بقدرت رسیدن آنها را مطرح نماید . برداشت دومی این است که طالبان والقاعده با رد کردن دست داشتن دراین حادثه المناک میخواهند دودستگی ،تضاد واختلاف رادربین گروه های موجود در دولت ودرون قدرت مرکزی ایجاد نمایند تا بتواند از این آب گل آلود به نفع خود ماهی بیگیرند وساحه نفوذ خودرا توسعه بخشند در ضمن ذهنیت مردم رانسبت به خودشان تغیر دهد .

2-  نکته دیگر این است که به گفته ای شاهدان عینی بعد از انفجار بمب توسط انتحار کننده بسوی نماینده گان ومحافظان آنها فیر صورت گرفته وازاین گلوله ها پنج مرمی در سینه آقای کاظمی جای گرفته اند ومحافظان وی نیز توسط فیر مرمی بقتل رسیده است . باتوجه به اینکه ولایت بغلان از جمله ولایات امن وتهی از تروریست ها والقاعده قبل از این حادثه بشمار میرفت ،این موضوع سوال های زیادی را دراذهان مردم وهرکس ایجاد کرده است که چرااین حادثه دریک ولایت امن رخ داد؟ آیاارگان های امنیتی وپولیس برای آمدن همچو هیئت بلند رتبه نمتوانیست که تدابیر امینیتی بهتر را اتخاذکند ؟چرا والی وقوماندان امنیه با آنها به ساحه نرفته اند ؟این سوال ها برداشت اولی را از گفته طالبان تاحدی قوت میبخشد اما برای پیدا کردن جواب دقیق این سو الات باید منتظر ماند تا نتیجه تحقیقات ارگانهای موَظف چه میشود آیا در روشن شدن این مسئله کمک مینماید یا خیر .

دقیقاً اگر به  این سوال ها جواب قانع کننده دریافت شود درآن صورت معلوم خواهند شد که حادثه 15هم عقرب یک حمله ای انتحاری از سوی تروریست هابوده یا یک توطئه حساب شده وبرنامه ریزشده ای از قبل .

بهر ترتیب طالبان والقاعده دراین حمله مرگبار دست داشته باشد وآنرا طوری دیگر جلوه دهد ،یا دست نداشته باشد واین عمل ناشی از توطئه های که احتمال میرود بوقوع پیوسته باشد .درهرصورت ممکین قربانی مردم میشود آنطوریکه دراین حادثه اگر هدف یک نفر ویاچند نفربود نتیجه این شد که بیش از نود نفر شاگردان مکاتب اطفال معصوم وموسفیدان بی گناه که ریختن خون آنها در هیچ صورت قابل توجیه نیست منتهی گردید .

نتیجه دیگر ی که میتوان از این حادثه گرفت این است که دولت وارگان های امنیتی کشود در قبال مردم رنج دیده وبلا کشیده این مرز بوم کم توجه است .تأمین امنیت هر فرد تابع این کشور از هرنگاه که سنجیده شود وظیفه اصلی واساسی دولت بخصوص ارگان های امنیتی است بگونه ای که فلسفه وجودی این نیروهارا تأمین امنیت وآرامش تشکیل میدهد .مردم اولین هدفکه از رأی دادن به آقای کرزی وانتخاب نماینده گان مجلس داشتند برقراری ثبات وآرامش در زنده گی آنها بود .این مردم اگر از اثر حمله انتحاری طالبان از بین میرود ویا در اثر توطئه گروه های قدرت طلب زنده گی آنها به مخاطره میافتد وآرامش روحی وروانی شان را ازدست میدهد .بهر شکل که باشد دولت مسئول است که باید امنیت را تأمین وآرامش را درزنده گی مردم بوجود آورد از هرراهی که ممکین است .مردم درهرصورت خواهان امنیت وآرامش هست .

درصورت توجه نکردن دولت به این امر مهم که دلایل مختلف دارد آینده کشور تاریک وسمت وسوی که کشور بدان سودر حرکت است مبهم ووحشتناک به نظرمیرسد.