بنام حق

حج تبلورجامعه ای توحیدی

نویسنده :محمد میرزایی

مسلمانان جهان ازسراسردنیا هرسال درحدود سه ملیون نفر درمکه ای مکرمه گردهم میآیند وبه انجام مناسک حج میپردازند،این برنامه  که درماه ذیحجة الحرام انجام میگیرد ازبزرگترین گردهمایی مذهبی دراسلام وبین مسلما نان بشمار میرود به آنگونه که امسال هم بیش ازسه ملیون حاجی  ازگوشه  های دنیابرای اجرا ی مراسم حج به عربستان تشریف بردند واین فریضه را انجام دادند. در این مقاله تلاش ما این است که اعما ل وحرکات موجود در این مراسم را به تحلیل بیگریم  نه ازنظرفقهی آن بلکه به عنوان یک برداشت اجتماعی وگرفتن یک مفهوم از حج که ممکن است به نظربعضی ها نادرست آید. بهر صورت هرحرکت و عملی که دراین مراسم به اجرا گذاشته میشود دارای مفهوم عمیق بازبان رمزاست که بدان پرداخته میشود.حج به مفهوم قصد کردن ،آهنگ کردن وعزم حرکت کردن ،عزم چه وحرکت به کدام طرف؟عزم وقصد ی حرکت به سوی خدا«والی الله المصیر» ومناسک جمع نسک بمعنای پارسایی،بنده گی ،تواضع،پرستش ،ریاضت،خشوع دربرابرخداوند وآنچه انسان را به اونزدیک میسازد،براه  درست وروشن  زیبا رفبن وبه رفتن ادامه دادن،وانسا ن ناسک بمعنای انسان پرستنده وپارسا وارض ناسک یعنی زمینی که میشناسیم و دل وجان به آن ا نس دارد ونسبت به آن اظها رشوق وعلاقه میکند. حرکات واعمال که این مناسک را تشکیل میدهد در دو بخش میشود آنها را تقسیم کرد ، حج کوچک(عمره) که ازمیقات شروع میشود وبعد ازطواف ،سعی صفاومروه وحلق وتقصیربه پایان میرسد وحج بزرگ (اکبر)که با ترک خانه کعبه آغازمیشود وبا عرفات ورمی جمرات جریان پیدا میکند.از بین این ها میقات وطواف را بیشتر توضیح میدهیم : حاجی در میقات چه کارمیکنداگردقت کنیم درمیقات حاجی باید احرامی دربرکند یعنی کفن بپوشد ودرحقیقت مرگ راتجربه مینماید یک نوع مرگی که نفس میکشد ویکنوع مردنی که زنده هست ،البته باکندن لباس قبلی ازجان،  برای چه ؟ جواب این سوال را یکی از اندیشمندان بزرگ دکتر علی شریعتی چنین ارائیه میکند«وتو که آهنگ خدا کرده ای ،واکنون به میقات آمدای ،باید لباس عوض کنی.لباس!آنچه تورا ،توی آدم بودن پیچیده ،پوشیده ،که لباس آدم رامیپوشد وچه دروغ بزرگی که آدم لباس رامیپوشد!آدم بون آدم مخفی میشود،درجامه گرگ،روباه،میش ویا موش خودنمایی میکند .لباس یک فریب است،حجاب است ،نمود است،رمز است،درجه است،عنوان است وامتیاز این حجاب ،نمود ،رمز،درجه وعنوان را درمیقات بریزوکفن بپوش ورنگ هارا همه بشوی وبه رنگ همه شو،ذره ای شو ودرآمیز باذره ها،ووجودی شوکه عدم خویش رااحساس میکند ویابرعکس»پوشندن احرامی درمیقات یعنی گذشتن ازتمام تشخص های نژادی، قومی،تباری،خانوادگی،علمی،فقهی وشخصیتی باعوض کردن لباس نه تنها لباس بلکه همان گونه که لباس سپید میپوشی باید خودرایعنی فکروجان ودل خودرا نیز سپید کنی وهمه ای تعصبات راکناربگذاری ،چون توآهنگ خدا کرده ای واین مشخصه ها پیش اوبقدری یک برگ کاهی هم ارزشی  ندارد او وحدت ویکرنگی رادوست دارد«گرسپیدی یاسیاهی باخدایک رنگ باش ♠ چون دورنگی دربرخلاق یکتا مشکل است» طواف :به مفهوم گردش برگرد یک نقطه ای ثابت یعنی کعبه ،درطواف ، کعبه  مانند خورشید است وحجاج هریک ستاره ی، که درفلک خویش  دایره واربرگرد آن میچرخند .درکل طواف یعنی ثبات،حرکت ونظم. تجسمی ازیک منظومه یاتمام جهان که خدا قلب آن است ویامحوروجودآن وتودراین منظومه چه درکعبه وچه درعالم یک ذره ای وهمیشه درحال حرکت. آنچه درطواف خیلی جلب توجه میکند واحد بودن جهت است،واحد بودن رنگ است،وواحدبودن محوری که بردور آن گردش صورت میگیردبرای گردش کننده گان هیچ مشخصه ونشانه ای که یکی از دیگررامتمایزکنندوجودندارد دراین جامجتههدجامع اشرایط،شیخ الحدیث توانا،مولوی بزرگ،دکترای علوم سیاسی،رئیس جمهور،استاددانشگاه،آموزگارمکتب،دهقان وچوپان بیابانگردازهم تفکیک نمیشود.دراین جاست که میتوانیم مردم رابه عنوان انسان ببینیم برخوردارازارزشهای برابر،این جاست که باید مردوزن نبینید،این وآن نبینیدواحساس من وتورادراحساس(ما)نابودشده پیداکنید.به باوربعضی ازنویسنده گان جامعه ی که اسلام میخواهند بناکندواتوپیای که درنظردارندجامعه توحیدی است که نمونه آنرادرموسم حج مسلمانان به نمایش میگذارند.اسلام میخواهند جامعه ای ایجادشودکه اعضای آن دریک جهت حرکت کند،برتری هاورنگ هادرآن به وحدت رسیده باشدوهمه دربرابرهم برابرباشند،جامعه ای که بین زن ومردهیچ تفاوت وجونداشته باشدآنگونه که در اجرای اعمال حج فرقی وجوندارد بلکه همه به عنوان انسان ومردم وخلق الله درپیش خداوند ازارزش مساوی وبرابربرخورداراند. جامعه ایکه مجتهد بخاطردانستن علم فقه وشیخ الحدیث بخاطرتخصص دراحادیث تقدس پیدانکند ،واستاددانشگاه بخاطردانستن علوم روزبردیگران فخرفروشی وبرتری جویی نکند.رئیس جمهورویاشاه بخاطرمقام اش خودرالایق تعظیم نداندوسرمایه داران بخاطرپولشان ازعزت وآبروی برتروبیشترازدیگران برخوردارنباشد وفقرابخاطرنداشتن ثروت وسرمایه تحقیروتوهین رانپذیردومجبوربه تعظیم وبزرگداشتن صاحبان زور،زروتذویرنگردد.خلاصه جامعه ای که افرادآنرا زورگویان گرگ صفت،تذویرگران وشیطانهای مانند روباه،پول وثروت پرستان همانند موش سکه پرست وظلم شده گان وستم دیده گان بی شعوری گوسفند مانند تشکیل ندهند. درمراسم حج هرعملی که انجام میگیرد هرحرکت ووقوف که انتخاب شده همه درزبان رمزاست وهرکدام مفهوم خاص وعمیق داردمثلاًسعی به مفهوم تلاش برای زنده گی،حلق وتقصیررسیده گی به سروصورت خود،عرفات یعنی جائیکه شناخت درپرتو روشنایی افتاب تکمیل گرددوحرکت اگاهانه باشد،مشعر نمونه ای برای رشد شعوروفهم درتاریکی شب،بعد ازآن رمی جمره اول یعنی جنگ باشیطان بعدازکامل شدن شعورودرروشنای شناخت ازواقعیت ها،قربانی یعنی گذشتن ازبهترین چیزی خود درراه خدا وخلق او بخاطررضای او که بهترین چیزبرای ابراهیم درسالهای آخرعمرش اسماعیل یگانه فرزند اوبودوبرای تو حاجی! عزیز ترین چیزممکین است عزت باشد،آبروباشد،علاقه به زن باشد،یاپول وثروت باشد هرچیزیکه باشد آنرا تصورکن وبصورت یک گوسفند ذبح کن وعهد کن اگر عزیزترین ارزش درزنده گی ات درتضاد بارضای خالق قرارگرفت ازآن میگذری وروی این ضرب المثل «گرنشوی رسوا همرنگ خلایق باش»خط بطلان میکشی وبعد ازآن دوجمره وسطی وعقبی رانیزباید انجام دهی چون شیطان به صورت های مختلف برسری راه تو میآید گاهی درچهره زر وگاهی درچهره ای زوروگاهی هم درچهره تذویرولی تو حاجی باید آماده گی مقابله با آنراداشته باشی درهرچهره ای که ظاهرشود آنرابشناسی وازپادرآوری ویک آن هم ازدوباره زنده شدن آن غفلت نکنی . دریک بررسی کلی ازبرنامه های حج دریافته میشود که پیام دهنده ای ارزش های بزرگی انسانی ،معنوی ومادی است که درتما م ابعاد زندگی انسانها توجه گردیده جامعه ای توحیدی اسلامی که حج بیانگرآن است تنها خلاصه نمیشود به یک رنگی درلباس وجهت حرکت بلکه سعی برای زنگی مادی درقالب سعی صفاومروه تبلورپیداکرده ونشاندهنده توجه به نیازهای مادی زندگی است هم چنان برای علم ارزش فوق العاده قایل گردیده که عرفات به صراحت آنرابیان میکند ،توجه به فهم شعور،مبارزه باظلم واستبداد جباران ،تذویر گران وحیله گران درقالب رمی جمرات یعنی جنگ ومبارزه با مجسمه های تثلیث (شیطان) ازارزش های است که درحج توجه گردیده وبدون شک از ارزش های والا درجامعه ای توحیدی اسلامی نیز به شما رمیروند .درنهایت همه ای این ارزشها درنبودعشق بدون مفهوم است که قربانی درمینا عشق راداد میکشد. اما!!!اینکه مسلمانان چقدرحج رادرک کرده ودرزندگی عملی خود ازآن الگوبرداری کرده وآن ارزش هاراواقعیت بخشیده است؟؟؟؟؟؟