نقد و بررسي اصول سياست
خارجي جمهوري
اسلامي افغانستان
پیش مقدمه
این متنی راکه درحال خواندن آن هستید، نقدی است که توسط جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه هرات افغانستان هریک (فروزان توخی ،سخیدادعلی زاده ،نجلا سروری ،حامد سلیمی ،هایده رحمانی وفردینا سروش دانشجویان دیپارتمنت اداری ودیپلماسی این دانشکده) درخزان 1387ه.ش به رشته تحریردرآمده واین پژوهش باتوجه به معیارهای علمی زیرنظراساتید گرامی این دانشکده صورت پذیرفته است که درحدخودمیتواند گامی باشدبرای رفتن به سوی انجام کارهای جمعی درزمینه های مختلف وبه خصوص تدوین اصول سیاست خارجی که نیازمند ابرازنظرهای تمام متخصصان دراین عرصه اززوایای مختلف ودیدگاه های متفاوت می باشد چونکه ازاهمیت فوق العاده و اساسی برخورداراست ودرحقیقت آنگونه که دراین پژوهش نیزتذکررفته است تاَمین منافع ملی هرکشوردرنظام بین المللی موجود درگروسیاست خارجی آن کشوراست ودرکل نبودیک طرح سیاست خارجی مطابق بامقتضیات وبادرنظرداشت منافع ملی هرکشور وعدم اجرای درست آن پیامد های بسی ناگواری رابدنبال می آوردوماامیدواریم که مسئولین اموربه خصوص دستگاه سیاست خارجی افغانستان که درراس آن شخصیت فرهیخته ودانشمندی انتقادپذیروباورمند به توانایی های دانشجویان جناب داکتررنگین دادفرسپنتاقرارداردموردتوجه قرارگیرند.
محمد میرزایی مسئول وبلاگ
چكيده:
آنچه درين تحقيق مورد بررسي قرار گرفته است نقد و بررسي اصول سياست خارجي افغانستان ميباشد. اين نقد و بررسي با معيارقراردادن محورهايي كه بايد در طرح و اجراي اصول سياست خارجي افغانستان مانند قدرت ملي به عنوان محور اصلي تعيين اهداف ملي و منافع ملي سياست خارجي افغانستان و اولويت بندي آنها ،رفتار بازيگران نظام بين الملل ،بكارگيري از ابزار هايي كه در روند اجراي سياست خارجي براي افغانستان مناسب است ،نيازمنديهاي كشور نقش متخصصين عرصه سياست خارجي و روابط بين الملل در طرح سياست خارجي و اجراي آن انجام شده است.
وتبين اين موضوع در قالب تئوري رياليسم صيقل داده شده است.در پايان نيز نتيجه گيري و پيشنهاداتي جهت رفع نواقص و كاستي هايي كه در اصول سياست خارجي افغانستان مشهود است ارائه گردیده تا بتوان مطابق به شرایط و مقتضيات افغانستان اصول سياست خارجي عملگرايانه را تهيه نمود.