كوچيگري جفاي چند جانبه!!!
كوچيگري جفاي چند جانبه!!!
منازعه خانمانسوز كه بين مردمان تا دندان مسلح تحت عنوان كوچي و انسان هاي بي دفاع ده نشين (هزاره) همه ساله در ولايت ميدان وردك اتفاق ميافتد ويا بگونه اي راه اندازي ميشود جفاها و جنايات بزرگ و چند جانبه را بدنبال مي آورد.
با توجه به تاريخ حقيقي پر از ظلم و حق كشي افغانستان هزاره ها در دوصد سال اخير به بهانه هاي مختلف شاهد جنايات فراموش ناشدني بر عليه شان بوده است از جمله در مقاطع مشخص تاريخي آنها كوچ اجباري(كه از جمله جرايم نابخشودني بر عليه بشريت به شمار ميرود) داده شده است. با استناد به كتاب تاريخ افغانستان نوشته سيد جمال الدين افغان كه توسط داود عطايي قندهاري ترجمه گرديده، منطقه كه هزاره ها در گذشته زندگي ميكردند از وادي باميان شروع الي سبزوار(شيندند) هرات ميرسيده است كه به اين حساب ميدان وردك، غزني، زابل، ارزگان، قندهار، هلمند و فراه را شامل ميگردد. اما به دلايل خاص در زمان هاي مشخص با استفاده از قدرت حاكمه بزور كوچانده شده و تعدادي زيادي از آنها به كشور هاي همسايه و جهان آواره گرديده و قسمت اعظم آنها هم در داخل كشور به آوارگان بي وطن تبديل گرديده است، اما با سعي و تلاش و سخت كوشي كه داشتند در بين سنگ ها و كوههاي كه اصلاً براي زندگي كردن جاي مناسبي نبوده در جنگ تنازع بقا پيروز شده و ادامه حيات ميدهند. اكثر مناطق كه امروز هزاره ها زندگي ميكنند بدليل بيش از حد كوهستاني بودن و زمستان بي نهايت سرد و طولاني كه تقريباً هفت ماه طول ميكشد از نظر حاكمان مستبد وقت جاي نابود شدن و از بين رفتن تشخيص داده شده بود نه جاي زندگي كردن. مردم ولسوالي هاي مركز بهسود، ناهور، ورس، پنجاب و … بدون حضور كوچي ها تمام عمر شان در تلاش زنده ماندن و روز مره گي ميگذرد. وقتي كوچي ها به اين مناطق هجوم مي آورد عملا زنده ماندن اين مردم را زير سوال قرار ميدهد چونكه يكمقدار زراعت و كشت كه دارند طعمه اي شتران گرسنه و گوسفندان كوچي ميشود و براي مردم چيزي باقي نمي ماند.
آنچه باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم نوشته ها ومقالات بود که گه گاهی مینوشتم ومجبور بودم در جای آنرا نگهداری کنم واز دوستان خود برای اصلاح وبهتر نویسی آنها نظر بخواهم .