كوچيگري جفاي چند جانبه!!!
از جانب ديگر آنها قرار گذارش هاي رسيده مجهز با سلاح هاي پيشرفته امروزي و توپ و راكت سراغ مردم اين مناطق را ميگيرند و جنايات بزرگ را با وجود دولتي كه ادعاي تأمين دموكراسي، آزادي و رفاه مردم را دارد بنام خود به ثبت ميرساند، آنها انسانها را به قتل ميرساند، خانه ها و دوكان ها را آتش ميزند و هزاران خانواده را با شرايط سخت و دشوار و طاقت فرسا آواره و در بدر مي نمايند. اينها جناياتي است كه ديگر قابل تحمل نيست بهر شكلي بايد جلو آن گرفته شود.
موضوع ديگر اين است كه كوچيگري، كوچي ها را عملاً از بسياري حقوق انساني و بشري آنها محروم ساخته است و اين موضوع در ماهيت، نوع زندگي كوچيگري نهفته است كه در افغانستان شاهد آن هستيم آنها يك ماه در يك جا است و يك هفته در جاي ديگر، آخر هفته را هم به نقطه اي ديگر كوچ ميكنند. آموزش و پرورش مطابق اسناد بين المللي مثل اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيون هاي بين المللي و قانون اساسي فغانسان بدون استثنا حق هر انسان و تبعه اين كشور به شمار ميرود كه كوچي ها بخاطر نوع زندگي شان از اين حق محروم ميشوند بدون اينكه متوجه باشند كه چه ظلم بزرگي را در حق خود شان روا داشته است. كودكان در زندگي كوچيگري نه تنها از حقوق ابتدايي و اوليه خود بر خوردار شده نمي توانند بلكه مجبور به قبول شرايط غير قابل تحمل و انجام كار هاي شاقه نيز ميگردد آنگونه كه نوع زندگي خاص كوچيگري در افغانستان خواهان آن است، عمر زنان كوچي ها در بر پا كردن خيمه(غژدي) ها، جمع كردن و بار بستن در پشت شتران دوباره آنها و باز پهن كردن در محل ديگر، آوردن آب از جا هاي دور و قبول سردي هاي ناشي از باران و برف، گرمي هاي زياد در نبود امكانات ميگذرد، در حاليكه به هيچ وجه شايسته نيست. آنان هم مانند بقيه زنان دنيا و افغانستان حق تعليم، زندگي مرفه، برخورداري از امكانات و خدمات صحي مناسب را دارا ميباشد. اگر ادعا كنيم كه بيشترين مريضان كودكان، زنان و سالخورده گان، كوچي ها در افغانستان هستند حرف گزاف نگفته ايم، كافي است در فصل بهار و تابستان به شفاخانه ها و كلينيك هاي ولايات كه كوچي ها رفت و آمد دارند و حتي مركز كابل سر بزنيد تا اين موضوع براي شما روشن گردد.
كوچي ها بدليل نوع زندگي كه دارند از ابتدايي ترين خدمات صحي هم بر خور دار نيستند در حاليكه حق شان هست. مسكن مناسب مانند حق حيات از جمله حقوق طبيعي انسانهاست، حق حيات در نبود مسكن مناسب به چالش كشيده ميشود و با هزارو يك مشكل جدي كه حتي ادامه حيات را ناممكن ميسازد روبرو ميشود كه متأسفانه كوچي ها با وضعيت تأسف باري كه خودشان هم درك نمي كنند از اين حق محروم اند، آنان در جايي شب و روز ميگذرانند كه به هيچ وجه شايسته و بايسته آنها نيست، و هزاران مشكل ديگر. در نهايت اين وظيفه دولت مردان است كه باتطبيق احكام قانون اساسي در جهت اسكان كوچي ها تلاش جدي بعمل آورد تا از يكطرف جلو انسان كشي، آتش زدن خانه ها، آوارگي و در بدري مردم مناطق مركزي بخصوص بهسود ولايت ميدان وردك گرفته شود و از طرف ديگر جفا و ظلمي كه بر كوچي ها در عالم نا آگاهي و ناداني توسط خود شان روا داشته شده است تداوم پيدا نكند و در نهايت معضل كوچي ها كه به يك مسئله جنجال بر انگيز در افغانستان تبديل گرديده است بصورت اساسي و ريشه اي در تما افغانستان حل و فصل گردد.
آنچه باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم نوشته ها ومقالات بود که گه گاهی مینوشتم ومجبور بودم در جای آنرا نگهداری کنم واز دوستان خود برای اصلاح وبهتر نویسی آنها نظر بخواهم .