پايان اين راه تركستان است!!!
بنام خدا
نويسنده:محمد ميرزاي
پايان اين راه تركستان است!!!
ازبدست گرفتن قدرت توسط آقاي كرزي زماني زيادي نميگذرد.چشم پت هم كه حساب كنيم نزديك به هفت سال ميشود.امااقدامات وتصاميم ريس جمهور وتيم اش درطول اين سالها نوسانات زيادي داشته كه هركدام به نوبه خود قابل تأمل وبررسي است ازشعارنظام مبتني برقانون گرفته تاتأمين امنيت وثبات ،وحدت ملي ،شكوفايي اقتصادي وپائين آوردن سطح بيكاري ،بلند بردن سطح تعليم وتحصيل درمكاتب ودانشگاه ها،نهادينه ساختن دموكراسي وارزش هاي دموكراتيك و... دريك سووازطرف ديگر دامن زدن به مسايل قومي ولساني درمقاطع مختلف مانند جداكردن شاگردان دري زبان وپشتوزبان درشهركابل ،دامن زدن به اختلافات برسر واژه هاي همچون (دانشگاه ودانشكده)و(پوهنتون وپوهنزي)براه انداختن جنگ ميان كوچي ها ومردم بهسود درولايت ميدان وردك به گونه اي غيرمستقيم وهمچنان گفتگوباطالبان درخارج ازكشور به گونه اي خيلي مبهم و.... ودراين اواخر تهيه وتنظيم لايحه اي ايجاد مليشه هاي قومي درمناطق جنوب وشرق كشور بخاطرحفظ مرزها وتأمين ثبات وامنيت دران مناطق همه وهمه موضوعات است كه درطي اين مدت اتفاق افتاده وبعضي درشروف اتفاق افتادن است .اگركمي بادقت وتأمل بدان ها نگريسته شود بسادگي ازكنار آنها گذشتن مشكل به نظرميرسد.
نتائيج شعارهاي چرب ونرم كه دراول مطرح ميشدوتاهنوزهم تكرارميشود باآنهمه توجه جامعه جهاني وشرايط ايجاد شده دركشوربسياراندك است وبيشتردرذيل اين شعارها براي تداوم قدرت وبدست اوردن منافع شخصي تلاش صورت گرفته نه براي عملي ساختن آنها.
دامن زدن به اختلافات زباني وقومي هم موضوعي است كه هرازگاهي دولت مردان مابخاطرپوشاندن ضعف شان وبهره برداري هاي سياسي يك گروه وحلقه خاص استفاده كرده وتاحدي زيادي بيانگراين واقعيت است كه سياست هاي آقاي كرزي وحلقه ايي خاص همسوبااو درجهت قومي شدن درحركت است ،بخصوص تصميم براي مسلح ساختن مردم جنوب وشرق كشوربخوبي اين موضوع را روشن ميسازد.درحاليكه درمناطق شمال كشور،نقاط مركزي وحوزه جنوب غرب كشورپروسه داياك بعد ازختم پروسه دي دي آروخلع سلاح عمومي جريان دارد چگونه ممكن است وكدام منطق اين راميپذيرد كه درجنوب وشرق كشوراسلحه توضيع گرددومردم مسلح شوند . آيايكي ازعلل بدبختي وويراني جنگ هاي خانماسوز داخلي درسه دهه گذشته ايجادمليشه هاي قومي دربعضي مناطق كشورتوسط حكومت هاي گذشته نبوده است.ازطرف ديگراين لايحه ومقرره درتضاد كامل با قانون اساسي كشورقراردارد،درقانون اساسي كشورنهادهاي نگهبان تماميت ارضي ،ثبات وامنيت قواي مسلح ،پوليس وامنيت ملي است ،به هيچ صورت درحاليكه اين نيروها ضعيف باشد تشكيل مليشه هاي قومي درآن به عنوان وثيقه ملي پيشبيني نگرديده است.
پرداختن به چنين برنامه ايي مصارف وهزينه ايي هنگفت راآنچنانكه سخنگوي ريس جمهور بدان اعتراف كرد نياز دارد كه اگر براي توان مند ساختن اردوي ملي ،پليس ملي ونيروها امنيت ملي به مصرف برسد دقيقاً نتيجه بهتر ومفيد به بارميآوردوازتبعات زيان باراين طرح دردرازمدت براي كشوروملت افغانستان كه جبران ناپذير خواهد بود جلوگيري به عمل مي آيد.
درحقيقت اين طرح متأثر ازانديشه هاي انورالحق احدي است كه درمقاله خود چند سال قبل به سراحت گفته بود اقوام ساكن درافغانستان بايد ازقوم پشتون بدلايل تاريخي و.... اطاعت نمايد وفرمانروايي آنها رابدون قيد وشرط بپذيرد واين انديشه افغانستان رابه سوي آينده مبهم وتاريك رهنمون ميسازد.ازجانب ديگر سوالي كه مطرح ميگردد اين است كه آمدن نيروهاي نظامي بيش ازسي وشش كشورجهان درافغانستان روي چه هدف است؟ چرادرموجوديت نيروهاي خارجي ،اردووپوليس خودافغانستان بازهم به تشكيل مليشه هاي قومي نياز است؟مردم افغانستان باتوجه به تجربيات تلخ ازگذشته وتبعات زيان باراين طرح دردرازمدت شديداًنگران است وازنمايندگان واعضاي مجلس انتخابي شان انتظاردارند تاازتصويب ولازم الاجراشدن چنين برنامه ها بعنوان كسانيكه مورداعتماد اين ملت قرارگرفته اند جلوگيري نمايند وچنين طرحي رابه هيچ صورت به تصويب نرسانند.
آنچه باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم نوشته ها ومقالات بود که گه گاهی مینوشتم ومجبور بودم در جای آنرا نگهداری کنم واز دوستان خود برای اصلاح وبهتر نویسی آنها نظر بخواهم .