عدالت غیررسمی(قسمت اول) محمد میرزایی
مقدمه
رسیدگی به منازعات و قضایایی که در جامعه به وقوع می پیوندد دست کم جزأ لاینفک زندگی اجتماعی انسانها در طول تاریخ بوده و حل وفصل آنها از مباحث مهم و اساسی و درعین حال تخصصی در علم حقوق و علوم اجتماعی میباشد.
ماهیت وجودی محاکم و دادگاها در تمام کشورهای جهان حل و فصل قضایا و اختلافات که در زندگی اجتماعی، انسانها ا ز وقوع آنها ناگزیر میباشد است، اما حوزه تسلط نهاد های رسمی تأمین کننده عدالت با توجه به عوامل گوناگون در کشورهای مختلف، متفاوت است یعنی درکشورهای که سطح سواد بالا است و این نهادها با تجربیات چندین قرن به شکلی بسیار فعال وجود دارند تقریبا به تمام منازعات رسیدگی مینمایند و بالعکس در کشور های عقب مانده و بخصوص کشورهای بعد ازجنگ بدلایل آسیب دیدن شدید ساختار های عدلی و قضایی، نبود نیروی متخصص و متعهد کافی در نهاد های تأمین کننده عدالت، موجودیت فساد گسترده در این نهادها، سطح پائین سواد در جامعه و عدم آگاهی مردم از قوانین، موجودیت جنگ و عدم موجودیت شرایط دسترسی به نهاد های عدلی وقضایی و دها دلیل دیگر اعتبار نهاد های رسمی عدلی و قضایی را به پائین ترین سطح قرار داده و حوزه فعالیت آنها را در شهر ها و مراکز ولایات و ولسوالی ها منحصر ساخته است، از آنجائیکه وقوع جرم و منازعات از ویژگی های زندگی اجتماعی دست کم تا این مقطع تاریخ بوده است. لذا ایجاب میکند که باید بدانها رسیدگی صورت گیرد و به گونه ای حل و فصل گردد که تداوم زندگی اجتماعی را ضمانت کند.
نا گفته پیداست زمانی که نهاد های رسمی عدلی وقضایی حالا به هر دلیلی که از رسیدگی و حل و فصل منازعات و قضایای مختلف عاجزبماند، سیستم رسیدگی سنتی عرفی و یا همان عدالت غیررسمی جای آنرا میگیرد و اختلافات و قضایا از این طریق در جامعه حل و فصل میگردد.
اما در افغانستان عدالت غیررسمی(رسیدگی به دعاوی از طریق مارکه های محلی) بدلایل مختلف از اهمیت فوق العاده مهم و اساسی بر خوردار است، اول اینکه سیستم قضایی در این کشور از بدو تأسیس تا زمان حاضر و حتی قبل از جنگ های سی ساله هم بحدی توسعه نیافت که تمام ساحات(حوزوی، موضوعی) را تحت پوشش قرار دهند و به تمام منازعات و قضایای که در جامعه ما اتفاق میافتد رسیدگی نمایند. دوم جنگ های که از سال 57 آغاز گردید و تا هنوز هم ادامه دارند به شدت سیستم قضایی کشور را آسیب رسانده و از اعتبار آن کاسته است.سوم اینکه قبیله ای بودن جامعه افغانستان و سازگاری عدالت غیررسمی با ساختار های قبیلوی و فساد گسترده که فعلا در محاکم وجود دارد در برجسته ساختن و اهمیت سازو کار های عدلی غیررسمی به عنوان یک واقعیت اجتماعی که به بیش از هشتاد فیصد قضایا رسیدگی می نمایند نقش مهم و اساسی دارند.
عدالت غیررسمی به مفهومی که در این پژوهش مد نظر است عبارتند از رسیدگی به جرایم، منازعات و تمام اختلافات بین مردم توسط نهاد های سنتی و عرفی(جرگه، مارکه، شورا) غیررسمی که در بیرون از چوکات سیستم قضایی کشور فعالیت دارند.
درفصل اول این پژوهش به مفهوم، تاریخچه و خصوصیات عدالت غیررسمی پی خواهید برد. در ادامه به جایگاه، مزایا و نواقص این سیستم غیررسمی نیز اشاره شده است، اینکه ساز وکار های عدلی غیررسمی چند نوع است و آیا اصلا میتوانیم آنها را تقسیم بندی کنیم یا خیر؟ نیز به بحث و بررسی گرفته شده است.
در فصل دوم این پژوهش به جایگاه این سیستم غیررسمی در ولسوالی ناهور پرداخته شده است، در این بخش شما با یکی از سرد ترین ولسوالی(شهرستان) های افغانستان(ناهور) که در ولایت غزنی قرار دارد آشنا میشوید و میخوانید که ساختار اجتماعی در آنجا چگونه است و زنان در چه وضعیتی قرار دارند، دیدگاهای مردم این ولسوالی در مورد عدالت غیررسمی در دوبخش به شکل تئوریک و آماری(توسط گراف) به تجزیه و تحلیل گرفته شده است. در ادامه به برخی از مصادیق این سیستم غیررسمی در ساحات مختلف( جزایی، فامیلی، و منازعات بر سرزمین) اشاره شده است. امید وارم که حد اقل ارزش یک بار خواندن و مصرف کردن وقت را داشته باشد.
بدون شک این پژوهش خالی از عیب ونقص نیست لذا از خواننده گان گرامی صمیمانه خواهشمندم تا آنها را بدیده اغماض نگریسته و در جهت اصلاح و تصحیح آن مارا یاری رسانند.
علل انتخاب موضوع:
موضوع"عدالت غیررسمی در ولسوالی ناهور" به عنوان پایان نامه تحصیلی و تثبیت درجه کار شناسی(لیسانس) به علت های ذیل انتخاب گردیده است: اولاً در ولسوالی ناهور که محل زندگی این جانب است، فیصدی بسیار بالای از قضایا و منازعات از طریق سازو کار های عدلی غییررسمی حل وفصل میگردد تماس و تجربیات عینی و عملی با این موضوع علاقه مندم ساخت تا در رابطه به آن پژوهش انجام دهم.
دوماً تا صنف نهم در یکی از قریه های(برجگی) این ولسوالی در شرایطی درس خوانده ام که مردم با داشتن وضعیت اقتصادی خراب، از مصارف خانواده شان پس انداز میکردند ومعاش معلم را به شکل خصوصی ولی جمعی میپرداختند تا فرزندان شان درس بخوانند و علم بیاموزند. لذا وقتی فکر میکنم سخت خود را از نظر اخلاقی مدیون آنها احساس میکنم و این حد اقل کاری بود که در حال حاضر میتوانیستم انجام دهم.
سوماً در مورد ولسوالی ناهور تا هنوز حتی یک مقاله پژوهشی هم نوشته نشده است در حالیکه وسعت و نفوس که این ولسوالی دارد سزاوار چندین پژوهش در عرصه های مختلف را دارا میباشد. عدم توجه به این ولسوالی و مردم محروم آن از دیگر علت های است که نگارنده را به پرداختن دراین موضوع به این ولسوالی وا داشته است.
سوال اصلی:
● عدالت غیررسمی با کدام مزایا، معایب و ویژگی ها، در حل و فصل قضایا و منازعات بطور کل در افغانستان وبطور خاص در ولسوالی ناهور چگونه و تا چه حدی نقش دارد؟
سوال های فرعی:
● ولسوالی ناهور دارای چه نوع ساختار اجتماعی بوده و سازو کار عدلی غیررسمی تا چه اندازه در حل و فصل قضایا نقش دارد؟
● بیشترین نقش را عدالت غیررسمی در حل و فصل کدام منازعات دارد؟
● آیا میتوان معادله حل و فصل منازعات و قضایا را در کشور به نفع سیستم قضایی رسمی تغییر دارد؟
فرضیه ها:
● بیش از 75 % قضایا و منازعات(مدنی، جزایی و فامیلی) از طریق سازو کار های عدلی غیررسمی در افغانستان بصورت کل و در ولسوالی ناهور به صورت خاص رسیدگی صورت میگیرد. جنگ های دوامدار، فساد گسترده در محاکم، قبیلوی بودن جامعه و ساز گاری عدالت غیررسمی با ساختار های قببیلوی و دسترسی ساده و کم مصرف به شورا های محلی، مردم را به سوی عدالت غیررسمی سوق داده است و از اعتبار واعتماد نهادهای رسمی تأمین کننده عدالت کاسته است.
● عدم نظارت بر تصامیم ساز وکارهای عدلی غیررسمی باعث تداوم نواقص و معایب فیصله های آنها گردیده است. زیرپا گذاشتن، سوء استفاده زورمندان از این مکانیزم، تخطی از معیار های بین المللی حقوق بشر و نقض حقوق زنان در نتیجه تصامیم مارکه ها(جرگه ها) از نارسایی های آن به شمار میرود که نظارت از طرف محاکم بر فیصله های مارکه های محلی از نواقص آن جلوگیری میکند.
● با قانونمند ساختن عدالت غیررسمی به مرور زمان از اهمیت آن کاسته میشود و معادله حل و فصل قضایا و منازعات به نفع نهاد های رسمی تأمین کننده عدالت تغییر پیدا میکند.
روش تحقیق:
در این پژوهش به اهمیت عدالت غیررسمی در حل و فصل منازعات با تلفیقی از دو روش کتابخانه ای و کار ساحه وی پردخته شده است، برای تبین عدالت غیررسمی و واضح ساختن مفهوم، انواع ساز و کارها در آن، ویژگی ها و نواقص و معایب این سیستم غیررسمی از کتابها، مقالات و ورکشاپ های حقوقی و تاریخی استفاده به عمل آمده. به همین ترتیب برای بیان دیدگاه های مردم در مورد عدالت غیررسمی در ولسوالی ناهور از شیوه آماری کار گرفته شده است.
فصل اول
کلیات
عدالت غیررسمی به عنوان شیوه رسیدگی به دعاوی و منازعات مختلف در بیرون از چوکات محاکم، توسط نهاد های مثل شورا، جرگه و یا مارکه های محلی بر اساس قواعد و قوانین حاکم بر جامعه که همگی عرفی اند در دو فصل به بحث و تحلیل گرفته شده است که فصل اول آن شامل سه مبحث میشود. در مبث اول تمرکز این نوشته بیشتر بر معنی و مفهوم و جغرافیای را که عدالت غیررسمی احتوا میکند میباشد، یعنی عدالت غیررسمی چیست و شکامل کدام موضوعات میشود چه چیز ها در تحت این عنوان می گنجد؟ در ادامه به این موضوع پرداخته شده است که ساز و کارهای عدلی غیررسمی یا مکانیزم رسیدگی به منازعات و قضایا در نهاد های غیررسمی بیرون از چوکات محاکم در مبحث اول به بررسی گرفته شده است.
مبحث دوم شامل جایگاه عدالت غیررسمی در بعضی از کشورهای جهان و افغانستان و به رابطه آن باساز و کار های عدلی رسمی و عرف پرداخته شده است. در این مبحث میخواهیم بیان کنیم که اهمیت عدالت غیررسمی تا چه حد است، آیا میتوانیم در افغانستان برای آن مبنای قانونی پیدا کنیم یا خیر؟
در مبحث سوم این فصل به مزایا، معایب و انواع ساز و کارهای عدلی غیر رسمی پرداخته میشود. اینکه عدالت غیر رسمی چقدر مفدیت دارد و از چه نواقص برخوردار است در مبحث سوم به بررسی گرفته شده است و انواع جرگه ها که در حقیقت سازو کار های رسیدگی به منازعات در بیرون از محاکم است به بحث گرفته شده است.
آنچه باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم نوشته ها ومقالات بود که گه گاهی مینوشتم ومجبور بودم در جای آنرا نگهداری کنم واز دوستان خود برای اصلاح وبهتر نویسی آنها نظر بخواهم .