نویسنده:محمدمیرزایی

دلیل موجودیت مقوله انتظار چیست؟

    قبل از اینکه بجواب این سوال پرداخته شود لازم میدانم تا مفهومی را از انتظار  ارائیه کنم، ببینید انتظار بمعنی چشم به راه بودن، یعنی چی؟ مفهومش این میشود که انتظار یعنی نا راضی بودن از وضع موجود و آرزوی رسیدن به یک وضع مطلوب، انتظار یعنی تغیر شرایط که فعلاً وجود دارد و سخت زجر دهنده و خسته کننده است. به یک حالت و شرایط آنچنانی که آرزو داریم، انتظار یعنی تغیر نظام فاسد به یک نظام سالم، تغیر ظلم و بی عدالتی به عدالت سر تا سری، تغیر نژاد پرستی و اپرتاید که نا خوشایند و زجر دهنده است به شرایط که دیگر نژاد پرستی در آن جای نداشته باشد و رنگ پوست معیار برای سنجش ارزش کسی نباشد ، تحول زور گوئی و قدرت طلبی که مایه بد بختی است به حالتی که در آن حاکم و محکوم، ظالم و مظلوم دیگر وجود نداشته باشد.

   تغیر وتحول انحصار طلبی چه سیاسی باشد، چه اقتصادی و چه مذهبی و دینی باشد به یک نظام که پدیده انحصار در انواع و اقسام مختلف و در عرصه های متفاوت وجود نداشته باشد.

             حالا می پردازم به جواب سوال که در اول مطرح کردم:
نگاه کنید وقتی آدم در رابطه با انتظار فکر می کند و با کنجکاوی به نقطه های تاریک و روشن آن دقت می نماید به این نتیجه می رسد که حتماً این مقوله بایستی وجود داشته باشد بین اینکه وجود دارد و باید وجود داشته باشد تفاوت های زیادی است، با مطالعه در مورد انتظار انسان به این نتیجه می رسد که انتظار بخشی از زندگی انسان است و باید حتماً وجود داشته باشد، حالا به چی دلیلی؟ چونکه انسانها ولو در هر نقطه ای از کره زمین چه امریکا چه افریقا و چه افغانستان زندگی می کنند ودر هر سطح که زندگی می کنند از وضع موجود ناراضی است و چشم امید دارد به یک روز و یک وضع که خیلی بهتر از وضع موجود است و آنها می توانند درآن حالت به امید ها و آروزها ی خود برسند ولی حقیقت این است که همیشه تغییر وتحول در حالت انتظاررخ می دهند و انتظار جاویدان  باقی می ماند. بهمین دلیل است که شما شاهد انتظار در مذهب مسیحت دو هزارسال قبل از امروز هستید و هم چنان در مذهب بودایی این پدیده چیزی درحدودپنجهزارسال پیش ازامروزموجوداست و دراسلام حدود هزاروچندصدسال قبل ازامروزمقوله انتظارموردبحث است وروایاتی دراین خصوص ازپیامبروبقیه شخصیت های دینی نقل شده است.خلاصه اینکه باتوجه به تعریف ومفهومی که ازانتظاربیان کردیم به این نتیجه میرسیم که انتظارباید درهردینی ودرهرباوری وهرتفکری که داعیه نجات انسانها را دارندباید وجودداشته باشد،نبودمقوله انتظار دلیلی برنقص آن دین،آن باوروآن تفکراست که جای انتظاردرآن خالی باشد.باتوجه به آنچه فوقاًتذکرداده شد انسان بودایی باامکانات بسیارابتدایی چیزی درحدودپنج هزارسال قبل ازامروزدرتمدن وادی هند منتظرنجات دهنده ای است به اسم بودا،انسان مسیحی 19قرن قبل ازامروزکه به مراتب ازامکانات مادی ومعنوی بیشتری نسبت به انسان 50قرن قبل بودایی برخورداراست ولی بازهم برای تغیرشرایط منتظرعیسی میماندوانسان مسلمان امروزمنتظرمهدی است.

   چیزی جالب دیگری که وجودداردانتظاربین عقلگرایان،مادیگرایان،عرفا،صوفیان و... مشترک است،یعنی هرکس به گونه ای منتظراست ولی دقت کنیدکه تنها لفظ انتظارمشترک است ولی قرائت های هرکدام شان باتوجه به ارزش های است که آنها بدان ارزش ها باوردارند.

   فکرمیکنم سوال اول تاهمین جا جواب داده شده باشد دراین جا سوال دیگری رامطرح میکنم وآن اینکه آیابرداشت واحدی ازانتظارموجوداست یاخیر؟درکوتاه ترین جواب باید بگویم بله یعنی مفهوم انتظاربه برداشت متقدمین ومتاخرین وادیان وباورهای مختلف تغیروضع است،ولی درخصوص اینکه این تغیرچگونه تحقق یابد وبوقوع بپیونددوبه انتظارپایان داده شود تفاوت اززمین تاآسمان است همین شعربسیارساده که نمیدانم کی گفته است:(میان ماه من تاماه گردون      تفاوت اززمین تاآسمان است) بین انتظاررحیم پورازغدی که یک عالم ازجمله متخصصین انتظاراست تاانتظارعلامه مجلسی وملاهادی سبزواری تفاوت به فرسنگها میرسددرحالیکه هردوشیعه هست وپابندبه معتقدات مذهبی شان ولی چون دردوزمان متفاوت زندگی میکنند،مابادوقرائت مختلف تاجایی که هردوبرداشت گاهی مفاهیم ضدهم رادرذهن تداعی میکند برمیخوریم.

   برخوردشمابازمان انتظاروبرداشت شماازمسئولیت ها،درزمان انتظاردریک صورت منجربه ثبات وضع موجودمیشودکه سخت کشنده وبازدارنده است وباروح انتظاردرتضادقرارمیگیرد.درصورت دیگرمنجربه تغیروتحول وپیشرفت وترقی میشودوباآنچه که محتوای انتظارراتشکیل میدهدموافق ومطابق میباشد.

   اول حالتی راخدمت شما عرض میکنم که صدراه پیشرفت میشود وبرتداوم وضع موجودسخت اثرگذاراست،اگرشمامنتظربمانیدودست ازتمام سعی وتلاش وکوشش برداریدوانتظاربکشیدکه حضرت مهدی(ع)می آیدوتمام مظالم ومفاسدراازبین میبرد،این طرزتفکرمنجرمیشودبه گوشه گیری واستبداد[1]وثبات وضع موجودباتمام بدی ها وزشتی های که دارد. این باورصده های طولانی برتفکرشیعی حاکم بوده ونتایج ناگواری رانیزبه بارآورده است،پیامداین تفکراین شده که میگفتند زمانی که تمام دنیاراظلم فراگیردامام زمان ظهورمیکندوتمام روایات هم ازهمین دیدگاه موردتجزیه وتحلیل قرارمیگرفت،درحالیکه ازنظرعلمای امروزی این گونه فکرکردن ردشده وبه بادانتقادهای شدیدی گرفته شده است،وبهمین خاطربوده که شعیان درعراق بابیش از63%جمعیت کوچکترین سهمی رادرحکومت های عراق نداشته وازتما حقوق شهروندی محروم بوده وتمام مظالم وبی عدالتی ها رادرانتظارمهدی قبول میکردندوبه این امیدزنده بودندکه اویک روزی می آید وتقاص این همه راپس میگیرد.بهمین ترتیب شعیان افغانستان وبعضی نقاط دیگرجهان هم تااواخردهه 40همین گونه فکرمیکردند.

   دوم حالتی است که باعث تغیروتحول میگردد:دراین صورت منتظربه اصطلاح عامیانه درآروزوی افتادن همه چیزاز (موری)[2] نیست بلکه نهایت سعی وتلاش وکوشش خودراانجام میدهندتاوضع موجودتغیرکندبابی عدالتی باظلم بامفاسدبه مبارزه برمی خیزندوزمینه رابرای به پایان رساندن انتظارمهیاوآماده میسازد.این تفکری است که درسال های اخیربین دانشمندان تشیع شکل گرفته وباگذشت هرروزفربه ترمیشودوباعث گفتمان ها ومباحث جدیدی درحلقات مختلف شده است،اگرشمااینگونه به انتظارنگاه کنیدهیچ گاه ظلم،بی عدالتی وخوردن حق خودراتاآمدن مهدی تحمل نمی کنیدبلکه برای بدست آوردن حق خودمبارزه میکنیدتاآنراصاحب شوید.بگذاریدسخنانم رابایک مثال ساده به پایان ببرم.فرض کنیدشماشاگردصنف هشتم هستیدیک وقت روی کتاب رابازنمی کنیدومنتظرهستیدکه استادبه شما صدنمره بدهد،امایک وقت تمام تلاش وکوشش وزحمت رابجان میخریدبازهم انتظارداریداستادبه شما صدنمره بدهدبدون شک باتوجه به اینکه شمادرهردوصورت منتظرصدنمره هستیدولی این دوازهم بی نهایت تفاوت دارد.



[1]-شماکه منتظرهستیدگوشه گیری اختیارمیکنیدونظام حاکم برشمابااستفاده ازاین گوشه گیری برشمااستبدادروامیدارد.س

[2]-موری:روزنه ای است که به طرف پشت بام گذاشته میشود .