امید
امید
دروازه های خوشبختی رابسته اند
وپنجره هارامسدود کرده اند
می بینی!
سقف ها خیلی کوتاومحکم است
نمیدانم روشنای ازکدام راه وارد کلبه ام خواهدشد؟
آه خدایا!
حتی روزنه هارابسته اند!!!
این هوای خفه!
همه زرات هستی مرامسموم میکند
ومرابه خواری هاخواهدکشت
کمکم کنید!
دروازه هارابازکنید!
آزادی درست درپشت دروازه من است
من میخواهم نفس بکشم
من آزادی رادوست دارم
تقی ازبامیان دانشجوی سال چهارم رشته زمین شناسی دانشگاه بامیان
1388/2/12
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 12:33 توسط محمد میرزایی
|
آنچه باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم نوشته ها ومقالات بود که گه گاهی مینوشتم ومجبور بودم در جای آنرا نگهداری کنم واز دوستان خود برای اصلاح وبهتر نویسی آنها نظر بخواهم .