بنام خدا

آزادي عقيده

سخن گفتن در مورد آزادي عقيده وآزاد انديشي كاري بس دل انگيز ومشي آزاد منشانه ي است . هيچ آزاده اي نيست كه در مورد اين مقوله مهم كه هم درزندگي مادي وهم معنوي انسان ها فوق العاده تاُثير گذاراست نينديشيده باشد . در طول تاريخ در مورد آزادي وآزادي عقيده كتاب ها نوشته شده مبارزه هاي خسته گي ناپذيري صورت گرفته وسخن ها گفته شده وتعاريف مختلف ارايه شده است .اماويژه گي برجسته اي كه درتمام ادوار يكسان بوده اين است كه هرروز به طرفداران اين مقوله حيات بخش افزون وافزونتر ومفهوم آن فربه تر ميشود.

آزادي وآزادي عقيده با شخصيت ،طبيعت وجوهره انسانيت خصوصاَ باعقل بشري آنچنان وفق پيدا كرده ويكي شده گويا كه انسان بدون آن پوچ وخالي از كرامت انساني ميشود. در واقع آزادي فكر وانديشه آئينه خوبيها وپوشاننده ي بدي ها وروشني بخش دلها وموجب خوشبختي در جامعه بشري هست. رسالت هردو روشن فكروآزاده است كه به اين مقوله بينديشد وسعي كند كه مفهوم آن را به ديگران عرضه نمايد.

تعاريف:

آلبرت باير درمورد آزادي عقيده ميگويد كه دلبستگي بشر به هر نوع عقيده وآرمان هنگامي طبيعي وارزنده است كه از آزادي كامل بر خودار باشد وبتواند تمام عقايد ومذاهب را بررسي وتحليل نمايد ودرتمام امور نقد وبحث كند بدون آنكه كسي مانع دربرابرش ايجاد نمايد .

از نظرشرع آزادي عقيده يعني هيچ يك از افراد بشر حق ندارد مالك اراده وعمل ديگران شود وآنرا بنده خود سازد هركسي ميتواند عقيده ي را بر گيرد كه به آن ايمان دارد .

استاد مطهري درباب آزادي عقيده ميگويد : پيغمبران آمده اند كه علاوه بر آزادي اجتماعي به بشر آزادي عقيده نيز بدهند وآزادي عقيده است كه براي بشر از هر چيزي ديگري ارزش دارد، تنها آزادي اجتماعي مقدس نبوده آزادي اجتماعي بدون آزادي عقيده ميسر نمي گردد .

اما تعريف كه خودم از آن دارم قرار ذيل است :هركسي هرفكر وانديشه اي اعم از اجتماعي، سياسي ، فلسفي،اخلاقي،مذهبي راكه عين حقيقت ميداند بطور آزاد برگزنيد وبه دليل انتخاب آن مورد تجاوز قرار نگيرد .

اهميت آزاذي عقيده :

درميان آزادي ها آزادي عقيده منشأ هرنوع آزادي ديگر است .در واقع نداشتن آزادي عقيده به معني نداشتن آزادي اجتماعي سياسي ،فلسفي،فكري وغيره ميباشد .بزرگترين آرمان بشري آن است كه در دنياي زندگي كند كه بيان عقيده آزاد باشد وحق اينراداشته باشد كه هر عقيده را كه ميخواهد انتخاب كند ، وباران  آزادي عقيده بر آنها باريدن گيرد وآزادانه با دل گشاده به پيام آوران حق رو كند واز صميم قلب اين پيام رابشنود .مامعتقد هستيم كه اگر محدوديت هاي درين زمينه از سرراه بشريت برداشته شود وبتواند به اساس تعقلات وگرايشهاي كه خود دارد آزاد باشد ميتواند شخصيت خودرا پالايش دهد وانديشه نهفته خود را شكوفا سازد ودرفضاي آزاد به كشف وشناخت حقيقت وواقعيت بپردازد وبه قله هاي كمال انسانيت دست يابد .اما آنانكه ميگويند آزادي عقيده دشمن حق ورواج باطل است گويي نزد اينها نعمتي نيست ،فضيلتي نيست باد است  وهم است وافسانه .

بدين نمي انديشند كه تحقق آزادي بطور اعم وبطور خاص آزادي عقيده خوديكي از بزرگترين وشفافترين حق هاست .باآزادي عقيده واقعيت وحقيقت فربه تر ميشود .فكر ميكنند مبادا با آزاد انديشي حق مغلوب شود باطل غالب البته اينها كساني هستند كه عاشق افكار پوچ وسست خود هستند از آزادي ميترسند ومي رنجند كه منشأ عقايد اينها يك سلسله عادتها ،تقليد ها وتعصبات است كه آزادي عقيده به اين معنا نه تنها راه گشا نيست بر عكس نوعي انعقاد انديشي ميباشد يعني فكر انسان درين حالت به عوض اينكه باز وفعال باشد بسته ومنعقد شده است وبه دليل اين انعقاد ووابستگي قوه مقدس تفكر وانديشه اسير وزنداني ميشود اثرات زيان باررا خواهد داشت .

در قرآن آيات زيادي است از جمله (لا اكراه في دين قدتبين الرشد من الغي)يعني هيچ اكراهي در دين نيست  چون به تحقيق راه هدايت از ضلالت آشكار است . اكراهي كه درين آيه بكار رفته به معني به زور كسي را وادار كردن به كاري است درين آيه خداوند بزرگ فرموده هيچ كس را به زور وستم بر خلاف ميل او مجبو به قبول عقيده اي نميتوان كرد حتي در جاي ديگر براي رسول خود ميگويد : وظيفه تو تنها ابلاغ دين است نه توسل به جبر براي مسلمان كردن مردم . خاموش كردن چراغ روشني بخش آزادي عقيده در يك جامعه زيان رساندن به جامعه بشر است . زيرا عقايد كه با آزاد انديشي به وجود آمده آگراين عقيده درست باشد بااز ميان رفتن آن آينده گان از فهم حقيقت محروم خواهند ماند واگر اين عقيده درست نباشد ازباز انديشي جلوگيري ميشود سيماي حقيقت با برخورد باطل روشنتر وزنده تر ميشود .دربيان آزادي عقيده هر چه گفته شود بازهم كم است ولي مجال بيشتر نوشتن درين مقاله نيست اميدوارم كه اهميت آنرا بيان كرده باشيم .

ادامه دارد